شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤١٠ - خداجويان واقعى
نمايانى كه عوام فريبى مىكنند.
٤. كسانى كه حقارت و نداشتنِ وسيله، آنها را از طلب سلطنت و فرمانروائى دور كرده و خود را به قناعت و زهد ظاهرى آراستهاند.
٥. سپس حضرت مىپردازند به ذكر ويژگىهاى خداجويان واقعى و مىفرمايند:
خداجويان واقعى
«و بَقِىَ رجالٌ غَضَّ ابصارَهم ذِكرُ المَرجِع و اَراقَ دُموعَهُم خَوْفُ المَحشَرِ فَهُم بَينَ شِريدٍ نّادٍّ و خائِفٌ مَقمُوع و ساكِتٍ مَكعومٍ و داعٍ مُخلِصٍ و ثكلانَ مُوجَع قَد اَخمَلَتْهُم التقيةُ و شَمِلتُهُم الذِّلَةُ» «شريد» يعنى طرد و رانده شده. «ناد» يعنى تنها و منفرد. «مقموع» يعنى مقهور و «مكعوم» به معنى دهان بسته و «ثكلان» يعنى حزين.
(باقى ماند از مردم، مردانى كه ياد روز بازگشت، چشمهاى آنها را از لذّات دنيا و هوسهاى آن فروبسته است و ترس روز اجتماع (قيامت)، اشكهايشان را جارى ساخته است كه اينها پنج گروهند.
١. بعضى از آنها رانده و رميدهاند. (در اثر فاسد بودن محيط از بين مردم بيرون رفته و يا به كنار رفتهاند).
٢. و عدهاى ترسناك و مورد قهر و غلبۀ ديگران واقع شدهاند.
٣. جماعتى ساكت و دهن بستهاند (نمىتوانند حق را اظهار كنند).
٤. و عدّهاى از روى اخلاص مردم را دعوت به حق مىنمايند (و يا خدا را از روى اخلاص مىخوانند و عبادت مىكنند).
٥. و بعضى اندوهگين و دردمند اند كه تقيّه و ترس از دشمن آنان را خاموش ساخته و خوارى آنان را فراگرفته است.
«فَهُم فى بَحرٍ اُجاجٍ، اَفْواهُهم ضامِرَةٌ و قلوبُهم قَرِحةٌ»