شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٧٥ - علت جنگها و ناآرامىهاى زمان خلافت على عليه السلام
على عليه السلام را از خلافت خلع نمودم و همين طور كه اين انگشتر را به دست مىكنم معاويه را به خلافت منصوب كردم.[١] اين صحنه باعث شد عدهاى قريب چهار هزار نفر، ناراحت شوند و على عليه السلام را متهم كنند چرا تن به حكميت داده است و حضرت را نعوذ باللّه كافر دانستند كه حكم خدا را نپذيرفته و حكم حكمين را پذيرفته است. در اين جا خوارج به وجود آمدند كه جنگ نهروان را بر پا كردند و حضرت با آنها جنگيد و تعداد كمى (٩ نفر) باقى ماندند و فرارى شدند از جمله ابن ملجم مرادى كه بعداً حضرت را به شهادت رساند. براى روشن شدن علّت جنگها و ناآرامىهاى زمان خلافت حضرت على عليه السلام مطلبى را نقل مىكنيم.
علت جنگها و ناآرامىهاى زمان خلافت على عليه السلام
در خطبه ١٦ نهج البلاغه اميرالمؤمنين على عليه السلام مىفرمايد: «من ابدى صفحته للحق هلك» (كسى كه چهرهاش را براى اظهار حق و دفاع از آن در ميان مردم نادان آشكار كند بدست آنها نابود مىشود).
شارحان نهج البلاغه مثل مرحوم هاشمى خويى با اضافۀ «عند جهلة الناس» بعد از جملۀ «من ابدى صفحته» مىفرمايند: حضرت از اين جمله، خودشان را اراده كردهاند و توجّه مىدهند به اين كه هر كس براى اظهار حق در مقابل باطل بايستد و بخواهد افراد نادان را از جهالتشان برگرداند و آنها را به حقِّ خالص وادار كند، از دست و زبان آنان آسوده نيست و در معرض هلاكت و خطر است.[٢]
شاهد اين مطلب روايتى است كه مرحوم محدّث جزايرى در كتاب زهرالربيع از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه مىگويد از امام صادق عليه السلام دربارۀ خلفاى چهار گانه بعد از رسولاللّه صلى الله عليه و آله و سلم سؤال شد چرا كار خلافت ابوبكر و عمر منظم شد و بدون اين كه هيچ
[١]. منتخب التواريخ، باب سوم، ص ١٦٦: ستارگان درخشان، ج ٣، ص ١٠٢.
[٢]. منهاج البراعة، ج ٣، ص ٢٤٣.