شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٥ - قابليّت و اعطاى نعمت
قبلاً تحقّق يافته، فعلِ بعد از آن، انجام مىگيرد مانند «قَعَدتُ عَنِ الحَربِ جُبناً» مىگويد:
چون ترسيدم دست از جنگ كشيدم.
حضرت در ابتداى اين خطبه مىفرمايد: چون مىخواهم نعمت را بطور تمام و كامل بدست بياورم، خدا را حمد و سپاس مىكنم و بعيد نيست «اَحْمَدُه» در فرمايش حضرت على عليه السلام در اين جمله به معنى «اَشْكُرُه» باشد[١]، چون حمد گاهى به معناى شكر و سپاس است، يعنى خدا را شكر مىكنم. خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد:
(وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ)؛[٢]به ياد آور هنگامى را كه پروردگارتان اعلام فرمود: اگر شكرگزار باشيد من نعمت شما را زياد مىكنم و اگر كفران نعمت كنيد قطعاً عذاب من شديد است.
در اين آيۀ شريفه خداوند متعال شكر و سپاس را باعث فزونى نعمت مىداند.
در جمله «احمده استتماماً لنعمته» اگر حمد به معنى شكر باشد اشاره است به قسمت اوّل آيه «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ» و جملۀ «استعصاماً من معصيته» اشاره دارد به آخر آيه «وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ». حضرت مىفرمايد: خداوند را شكر و سپاس مىگويم كه ناسپاسى نكرده باشم و دچار كفران نعمت و ناسپاسى نشوم.
قابليّت و اعطاى نعمت
خداوند متعال بخل ندارد كه بخواهد نعمتى را به ما ندهد. منتهى ما بايد قابليت پيدا كنيم تا مستحقّ نعمت شويم. مثلاً بچه كوچكى كه يك كارد تند در دست ما مىبيند و التماس مىكند اين كارد را به من بدهيد اگر اطاعت كنيم چه بسا بچه خود را با اين كارد ناقص مىكند لذا ما اين كارد تند را به او نمىدهيم و اين از روى بخل نيست بلكه از روى لطف و عنايتى است كه به حفظ فرزند داريم. همين فرزند كوچك وقتى
[١]. مفردات راغب: حمد اعم از شكر است، بعضى حمدها شكر هستند و هر شكرى حمد نيست و شكر فقط در مقابلنعمت گفته مىشود و شكر به معنى تصوّر نعمت و اظهار آن است و گفته شده مقلوب از كشر است يعنى كشف و ضد آن كفر يعنى نسيان و پوشاندن نعمت است. و حمد براى هر فضيلتى است. چه نعمتى كه از غير به ما رسيده و يا هر خوبى كه دارد.
[٢]. ابراهيم (١٤)، ٧.