شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٢٤ - خطب١٧٢٨ ششم
است. يعنى مىفرمايد: چيزى كه مرا مانع مىشود از اقدام براى گرفتن خلافت، علم و اطلاعى است كه به عالم آخرت و بهشت و جهنم دارم و شوق من به نعمتهاى جاويد الهى مرا از وارد شدن در امور دنيايى مثل خلافت باز مىدارد، مگر وظيفه باشد و شرايط فراهم شود كه اگر شما هم چنين علمى داشته باشيد خوف از عقاب و شوق به ثواب شما را مضطرب مىكند و از دنياطلبى و رقابت براى دست يافتن به مقامات دنيا باز مىدارد.
٣. و احتمال است همانطور كه شارحان نهج البلاغه گفتهاند، منظور حضرت از علم پنهانى كه اظهارش موجب لرزان شدن مردم و اضطراب و نگرانى دلها مىشود، چيزى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بوسيلۀ وحى الهى در اختيار على عليه السلام گذاشت كه آسياى ضلالت بعد از آن حضرت بر قطب خود مىچرخد و دولت بنى اميه و بنى عباس روى كار مىآيند و فتنههايى پيش آمد مىكند كه با توجه به اين مطلب جنگ ابتدايى در چنين زمانهايى به صلاح اسلام و مسلمين نيست و جنگهايى هم كه با ناكثين و قاسطين و مارقين اتفاق افتاد، بيشتر جنبۀ دفاعى داشت و ابتدايى نبود.
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
خطبۀ ششم
و من كلام له عليه السلام؛ لما أشير عليه بأن لا يتبع طلحة و الزبير و لا يرصد لهما القتال:
«وَ اللَّهِ لَا أَكُونُ كَالضَّبُعِ تَنَامُ عَلَى طُولِ اللَّدْمِ حَتَّى يَصِلَ إِلَيْهَا طَالِبُهَا وَ يَخْتِلَهَا رَاصِدُهَا، وَ لَكِنِّي أَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ إِلَى الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ، وَ بِالسَّامِعِ الْمُطِيعِ الْعَاصِيَ الْمُرِيبَ أَبَداً حَتَّى يَأْتِيَ عَلَيَّ يَوْمِي، فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّي مُسْتَأْثَراً عَلَيَّ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِيَّهُ صلى الله عليه و آله و سلم حَتَّى يَوْمِ النَّاسِ هَذَا».