شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٩١ - درس پنجاهم خطب١٧٢٨ چهل و يكم
بسم الله الرحمن الرحيم
درس پنجاهم: خطبۀ چهل و يكم
و من خطبة له عليه السلام؛ و فيها ينهى عن الغدر و يحذر منه.
«انَّ الوَفاءَ تَوْأَمُ الصِّدقِ، وَ لاَ أَعْلَمُ جُنَّةً أَوقَى مِنْهُ، وَ لَايَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ كَيْفَ الْمَرجِعُ. وَ لَقَدْ أصْبَحْنا في زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أكْثَرُ أَهْلِهِ كَيْساً، وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِيهِ اِلى حُسْنِ الحِيلَةِ. مَا لَهُمْ! قَاتَلَهُمُ اللّهُ! قَد يَرى الْحُوَّلُ القُلَّبُ وَجهَ الحِيلَةِ وَ دونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللّهِ و نَهَيْهِ، فَيَدَعُهَا رَأْىَ عَيْنٍ بَعْدَ القُدْرَةِ عَلَيْهَا، وَ يَنْتَهِزُ فُرصَتَها مَنْ لاَ حَريجَةَ لَهُ فِى الدِّينِ».
«همانا وفا همراه راستى است، و هيچ سپرى را بازدارندهتر از تقوا نمىدانم و كسى كه دانست بازگشت به قيامت چگونه است نيرنگ و خيانت نمىورزد. به درستى ما در زمانى واقع شديم كه بيشتر اهل آن نيرنگ و حيله را زيركى مىدانند و نادانانِ اين زمان، آن را به نيكوئى در تدبير نسبت مىدهند. چه سودى است براى آن چنين فكر كنندگان؟ خداوند آنان را بكشد! شخص زيرك و كاردان راه چارۀ هر كارى را مىداند و سبب اين كه حيله به كار نمىبرد آن است كه امر و نهى خدا او را مانع مىشود و با اين كه حيله را ديده و دانسته و توانائى به كار بردن آن را دارد، آن را ترك مىكند و كسى كه در دين از هيچ گناهى باك ندارد فرصت را از دست نداده، در هر كارى به مكر دست مىزند».
مرحوم سيد رضى همانطور كه خودش در آغاز نهج البلاغه فرموده است بنايش بر اين بوده كه از بين كلمات و خطبههاى حضرت على عليه السلام آنهايى را كه داراى فصاحت و بلاغت بيشترى بوده جمع آورى كند و روى همين حساب نام آن را نهج البلاغه، يعنى راه و روش بلاغت (رسائى سخن) گذاشته است. ايشان خطبۀ حاضر را نيز تقطيع كرده و قسمتى از آن را ذكر نموده است. به همين جهت حمد و ثناى اول خطبه را حذف فرموده است.