شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٠٥ - تقوا شتر راهوار است
دوم از گناه شرم مىكند و انجامش براى او خيلى سخت است و عذاب وجدان او را مىآزارد و ناراحت است، امّا بعد از چند مرتبه، قبح گناه مىريزد و بصورت يك امر عادى در مىآيد.
پس گناه و خطا كردن و دنبال معصيت رفتن، مانند آن اسب چموشى است كه انسان بر روى آن سوار است و افسارش را رها كرده و معلوم نيست كجا او را به زمين مىزند و يا از كوه و گردنه پرتاب مىكند و كسى كه سوار بر خطا و گناه است در آتش پرتاب مىشود.
تقوا شتر راهوار است
«اَلا و انّ التّقوى مطايا ذُلُلٌ، حُمِلَ اهلُها اَزِمَّتَها فَاَورَدْتَهُم الجَنَّةَ» (آگاه باشيد به يقين تقوى همچون شترهاى رامى است كه اهلشان بر آنها حمل شدهاند و افسارشان به دستشان داده شده و آنها را وارد بهشت مىكند).
«مطايا» جمع «مطيّه» است به معنى شتر. «ذُلُل» جمع «ذَلول»، صفت مشبّه يعنى رام و تسليم و رياضت و تمرين داده شده. و ازمّه جمع زمام يعنى افسار و دهنه.
در اينجا حضرت تقوى و خويشتندارى را كه حالت كنترل نفس است تشبيه مىكنند به شترهاى رام و راهوار كه در اختيار شترسوار هستند.
كسى كه ضبط نفس و كنترل دارد و اختيار خود را دست نفس چموش و سركش نمىدهد داراى قدرتِ اراده و شخصيت معنوى است كه لازمۀ تقواست.
تشبيه تقوى به شتر راهوار و تسليم، بهترين تشبيه است. چون از بين مركبها تنها شتر است كه در حالت عادى آرام و بدون جست و خيز راه مىرود و سواره احساس خستگى نمىكند و كنترل و تندى و كندى و سرعت آن به دست سواره است.
انسانِ با تقوى، اسيرِ نفس و خواستههاى آن نيست و غضب و شهوتِ خود را مهار مىكند.