شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٧ - پستان خلافت را دوشيدند
بيا كه اينجا جاى تعجّب است زيرا ابوبكر درخواست اقاله (به هم زدن خلافت خود را) مىكند و در همين حال اين خلافت را براى ديگرى منعقد مىكند.
خصوصيات خليفۀ دوم
«لَشَدَّ ما تَشَطّرا ضَرعَيها فَصَيّرها فى حَوْزَةٍ خَشْناء» (هر آينه ابوبكر و عمر دو پستان خلافت را بين يكديگر تقسيم كردند و با شدّت دوشيدند و ابوبكر آن را در سرزمين خشنى قرار داد).
«ضرع» به معنى لولۀ پستان است و گاو و شتر كه شير مىدهند چهار لولۀ پستان دارند. «تَشَطَّر» دو نفر كه بخواهند شير بدوشند هر كدام با دو دست خود دو لولۀ پستان را مىگيرند و مىدوشند اين معنى تشطّر است. شطر به معنى جزء مىباشد.
پستان خلافت را دوشيدند
حضرت مىفرمايد: ابوبكر و عمر شتر خلافت را با شدت و محكمى دوشيدند.
نقل مىكنند موقعى كه عمر مردم را تحريك كرد براى بيعت با ابوبكر و مردم با او بيعت كردند حضرت على عليه السلام به عمر فرمود: «لك شطرٌ و له شطرٌ» اين پستانهاى شير خلافت يك قسم مال تو و قسمى مال او. حضرت در همان زمان پيش بينى مىكردند و الان هم در مورد خلافتِ عمر، اشاره به همان مطلب دارند لذا مىفرمايند شتر خلافت را تقسيم بندى كردند و با شدّت آن را دوشيدند. گويا مىخواهند بفرمايند اين دو نفر نان قرضى به يكديگر مىدهند. عمر در قضيۀ سقيفه (تيمچه، مكان سقف دار كه در آنجا خليفه تعيين كردند و الان در شمال غربى مدينه بصورت پارك در آمده است) با تحريك و تشويق، مردم را در امر بيعت به ابوبكر كمك كرد و ابوبكر هم نانِ خلافت را براى عمر پخت. حالا ابوبكر چه كرده؟ حضرت مىفرمايد: «فصيّرها فى حوزةٍ خشناء...» ابوبكر خلافت را در ناحيه و طبيعتى خشن گردانيد. چون عمر تندخو و داراى طبيعتى خشن بود و خيلى وقتها هم مىخواسته كارهاى دينى بكند امّا