شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢١٧ - رويارويى با حق، عامل شكست
صحيح امامت و پيروى از آن حضرت مىباشد كه نمونۀ عينى راه مستقيم است و اگر شخص به امامت و ولايت معترف باشد عاقبتش به خير است و اگر منكر آن باشد عاقبت و نتيجۀ كارش بر شرّ و فساد مىباشد.
«هَلَكَ من ادّعى و خابَ مَنْ اِفتَرى» (كسى كه ادعاى ناحق كرد هلاك شد و كسى كه افترا بست زيانكار شد).
اين دو جلمه احتمال دارد در مقام دعا بر عليه باشند يعنى حضرت نفرين مىكند كسى را كه بى جهت و بدون استحقاق ادعاى امامت و خلافت مىكند و مىفرمايد چنين شخصى محروم و زيانكار باشد.
و اگر اين دو جمله اِخبارى باشند بدين معنى است كه حضرت از واقعيتى خبر مىدهند و مىفرمايند: هر كس به ناحق ادعاى امامت كند نابود مىشود و كسى كه به خداوند دروغ ببندد زيان و ضرر مىبيند.
خداوند در قرآن مىفرمايد: (وَ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ تَرَى اَلَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اَللّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ)؛[١]و روز قيامت كسانى را كه بر خدا دروغ بستند مىبينى كه صورتهايشان سياه است، آيا در جهنّم جايگاهى براى متكبّران نيست؟
امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه مىفرمايد: «من زعم انّه امامٌ و ليس باِمامٍ»[٢] اين آيه مصداقش كسى است كه خيال مىكند امام است در حالى كه امام نيست.
رويارويى با حق، عامل شكست
«مَن اَبدى صفحته للحقّ هَلَكَ، و كفى بالمَرءِ جهلاً اَنْ لا يَعْرِفَ قَدْرَه لا يَهلِكُ على التقّوى سنخ اصلٍ و لا يَظْمَأَ عَلَيها زَرعُ قَومٍ، فَاسْتَتِروا بِبيوتِكُم و اَصلِحوا ذاتَ بَينِكم و التّوبة منْ وَرائِكُم. ولا يَحْمَدُ حامِدٌ
[١]. زُمَر (٣٩)، ٦٠.
[٢]. منهاج البراعة، ج ٣، ٢٤٣.