شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٣٢ - حقوق مردم بر والى
عن على عليه السلام: «طَبِيب دَوّار بطبّه، قَدْ اَحْكَمَ مَراهِمَهُ وَ اَحْمى مَواسِمَهُ يَضَعُ مِنْ ذلِكَ حَيْثُ الْحاجَةُ اِلَيه: مِن قُلُوب عُمْىٍ، و آذان صُمٍّ و اَلْسِنةٍ بُكْم مُتَتَبِّعٌ بِدَوائه مَواضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَواطِنَ الْحَيرَةِ...[١]» (پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم يا امام عليه السلام طبيبى است كه با وسيله طب و معالجۀ خويش پيوسته (بين مردم) گردش مىكند و مرهمهايش (علوم و معارفش) را محكم و آماده كرده است، و ابزارهايش را براى سوزندان زخمها داغ نموده، هرجا لازم باشد روى آن مىگذارد. از قبيل دلهاى كور، گوشهاى كر و زبانهاى لال، با دارويش به دنبال علاج بيمارى غفلت و دردهاى حيرت و سرگردانى است.
«و تَوفيرُ فَيئِكُم عَلَيْكُم» دوّمين حق مردم بر والى اين است كه بيت المال را به شكل فراوان بين همۀ مردم بطور عادلانه تقسيم كند. «فىء» در لغت به معنى رجوع و بازگشت است. اين كه تعبير شده به «فىء» به معنى رجوع براى اين است كه در حقيقت اموال، مالِ مسلمانان است و خداوند آنها را براى استفادۀ افراد خوب آفريده است و وقتى از دست كفار پس گرفته مىشود تعبير به فىء مىشود، يعنى بازگشت و بر والى لازم است غنايم جنگى را، آنها را كه با جنگ و يا صلح گرفته شده بين مردم عادلانه تقسيم كند و شايد اين جمله تعريض باشد به حاتم بخشى بعضى خلفا مانند عثمان كه بيت المال را به عشيره و قبيله خود و اشخاصى مانند حكم و مروان بن حكم مىدادند و همين بى عدالتى باعث شورش مردم و سقوط آنها شد.
«وَ تَعْلِيمُكُم كَيْلا تَجْهَلُوا» حقّ دوم از حقوق مردم بر والى فراهم كردن وسايل تعليم و علم دانش مردم است كه با تأسيس مدارس و دانشگاهها و حوزههاى علميه و مؤسسات تحقيقاتى، سطح آگاهى و فرهنگ جامعه را بالا ببرد و مردم را در جهل و بى خبرى نگه ندارد و
[١]. نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه ١٠٨.