شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٤٩ - قضاوت بدون دانش و اطّلاع
مبهم و پيچيده پيش آيد براى آن چيزهاى زيادى از مسائل كهنه از نظرش آماده مىكند، سپس به آن قطع پيدا مىكند)
«حشو» در لغت به معنى زيادىِ سخن است و به معنى پر كردن و نيز به معنى چيزى است كه پُشتى و متكّا را با آن پر مىكنند. و «رَثَّ» يعنى كهنه و فرسوده كه به معنى مخلوط كردن هم مىآيد.
حضرت مىفرمايد: اين قاضى كه با تكيه بر معلوماتِ بى اعتبار خود قضاوت مىكند وقتى يك مسئلۀ فقهى پيچيده و مبهم برايش پيش مىآيد، براى حلّ آن سخنان، مقدار زيادى از آراء و افكار فرسوده تهيه مىكند و به اصطلاح خودش به آنها قطع پيدا مىكند. در اثر اينكه جهل مركب دارد و فكر مىكند حكم قضيه را مىداند و بعد بر اساس آنها قضاوت مىنمايد.
احتمال دارد «ثمَّ قَطَعَ بِه» به معنى اين باشد كه با اين معلومات انباشته شده فصل خصومت مىكند و دعوا را مىبُرَّد.
«فَهُوَ مِثلِ نَسجِ العَنكبوتِ فى مِثلِ نَسجِ العنكبوت» (پس آن قاضى در مخلوط كردن شبهات مانند تنيدن تار عنكبوت است).
«لَبس»، يعنى مشتبه قرار دادن و خلط كردنِ درست و نادرست و حق و باطل و انجام كارى كه ديگرى به اشتباه بيفتد. اين شخص در بافتههاى ذهنى خودش مانند تار عنكبوت محصور شده و ديگران را به غلط و اشتباه مىاندازد و به تارهاى عنكبوتى خود گرفتار مىسازد. مثل حشراتى كه توسط تارهاى عنكبوت شكار مىشوند و اين فرد دانستنىها و بافتههاى سست و اندوختههاى توهمى و خيالى او مانند تار عنكبوت كه سستترين خانهها است، به كمترين چيزى در هم مىريزد و بطلان آن ثابت مىشود.
«لا يَدرى اَصابَ ام اَخْطَأ» (نمىداند به حق (صواب) رفته و يا به خطا).