شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٤٨ - قضاوت بدون دانش و اطّلاع
پيامبرند، نگرفتهاند و پايۀ قضاوتشان آراى شخصى، ذوق، استحسان، اجتهاد رأى و قياس و... است خلاصه معلوماتشان باطل است. لذا حضرت مىفرمايد هر چه كمتر باشد بهتر است.
«حتّى اذا ارتوى من آجِنٍ» (تا وقتى از آب متعفّن سيراب شد)
كسانى كه سراغ باطل و معلومات بى پايه و اساس مىروند، علمشان مانند آب آلوده متعفّن است و دانش باطل خود را با آميزهاى از دانش حق آميختهاند، بطورى كه اينطور دانشى براى جامعه مضرّ است و در باب قضاوت مانند آب آلوده، موجب فساد و تباهى مىشود. مثل آب متعفّن كه علاوه بر اينكه رفع تشنگى نمىكند، باعث امراض گوناگون و گاهى هلاكت مىشود.
«وَ اكْتَنَزَ من غير طائلٍ جَلَسَ بين النّاس قاضياً ضامِناً لِتَلخيصِ ما التَبَسَ على غيره، فَاِن نَزَلَت به احدى المبهمات هَيَّأ لَها حَشواً رَثاً من رأيه، ثُمَّ قَطَعَ به فَهُوَ مِثلِ نَسجِ العَنكبوتِ فى مِثلِ نَسجِ العنكبوتِ لا يَدرى اصابَ اَمْ اَخْطأ فَاِن اَصابَ خافَ اَنْ يَكونَ قَد اَخْطَأ و اِنْ اَخطَأَ رَجا اَن يكونَ قَد اَصابَ» (مطالب باطل و بى فايده را مانند گنج فراهم آورده است آن شخص با اين معلومات آلوده و بى اساس به عنوان قاضى بين مردم مىنشيند، در حالى كه خود را ضامن روشن كردن آنچه براى غير خودش اشتباه شده است، مىداند).
بر كرسى قضاوت بين مردم مىنشيند و عهده دار رفع خصومات و روشن كردن شبهات مىگردد در حاليكه هيچ صلاحيت علمى و توانايى ندارد.
«فَاِنْ نَزَلَتْ بِه اِحْدىالمُبهمات هَيَّأ لَها حَشواً رثاً منرأيه، ثُمَّ قَطَعَ به» (پس اگر براى اين شخص كه خود را قاضى قرار داده است يكى از مسائل