شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤١٧ - نقش بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و محيط جاهليت
توسط نصارى قرائت شود.
«فَساق النّاسَ حَتّى بَوَّأهم مَحَلَّتهم وَ بَلَّغَهُم مَنْجاتَهم»
حضرت مردم را به جهت خدا و حقيقت، سوق داد تا آنها را در جايشان منزل داد، يعنى مرتبه و منزلتى كه براى آن خلق شده بودند - و آنان را به محل نجاتشان يعنى توحيد و نبوّت و معاد و اخلاق اسلامى رسانيد.
«فَاسْتَقامَتْ قَناتَهُم»[١](پس سرنيزهشان مستقيم شد).
«قَنات» به فتح قاف مفرد است، به معنى سر نيزه و جمع آن «قِنات» به كسر قاف است مانند «حَصات و حِصات» (= سنگ ريزه و سنگ ريزهها). مرحوم ابن ميثم بحرانى مىگويد: منظور از «قنات» قوّت، غلبه و دولت است كه براى مردم زمان پيامبر حاصل شد و اين كه حضرت از قوّت و شوكت مردم به قنات (سرنيزه) تعبير فرموده، مجازاً مىباشد، چون سرنيزه سبب قوت و شدت مىشود و به اصطلاح در علم معانى بيان، سبب بر مسبّب اطلاق شده است. سر نيزه سبب قوّت و قدرت است كه به جاى قدرت و قوّت به كار رفته است.
اين عظمت اسلام و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بود كه در فاصلۀ كمتر از نيم قرن مردم جاهليت عرب را كه در بدترين شرايط به سر مىبردند و مردمى بى سواد و اهل خرافه و خونخوار و وحشى و بدبخت و فقير بودند، به اوج عزّت و اقتدار رسانيد، به طورى كه شرق و غرب عالم تسليم آنان شدند و اسلام و مسلمين همه جا را فتح كردند.
«و اطْمَأنَّتْ صَفاتُهُم» (و سنگ صافِ زير پاى آنها آرامش پيدا كرد)
«صَفات» به سنگ صاف گفته مىشود، اين كنايه است از اينكه جاى پايشان محكم
[١]. بشير ابن جذلم هنگام اعلام خبر شهادت امام حسين عليه السلام در مدينه در ضمن اشعارش گفت: وَالرّاس مِنْهُ عَلى الْقَناةِ يُدارُ، سر مقدس حسين عليه السلام روى سرنيزه در شهر گردانده مىشود. كه در اين مصرع از شعر قناة بمعنى سرنيزه است.