شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٥٢ - معرّفى خوارج
آن هم با لجاجت و بى اعتنايى نه از روى عقل و منطق.
«و اَنتم مَعاشِرُ اَخِفّاءُ الهامِ، سفهاء الاَحلامِ و لَم آتِ - لا اَباً لَّكُم - بُجراً، و لا اَرَدتُ لَكُم ضُرّاً» (در حالى كه شما جماعت سبك عقل و سفيه هستيد - اى بى پدرها - من شرّى را براى شما نياوردم و زيانى را برايتان نخواستم).
«اخفّاء» جمع خفيف يعنى سبك و «هام» جمع هامه به معنى مغز سر است، «معاشر» جمع «معشر» يعنى گروه و طايفه، «احلام» جمع حُلُم به معنى عقل است. «بُجر» يعنى شر و «ضُرّ» يعنى ضرر.
حضرت عذر خود را بيان مىفرمايد و سبك سرى و سفاهت خوارج را گوشزد مىكند و مىفرمايد: من باعث شر نشدم، اين خودتان بوديد كه با بى فكرى و تعصّب بى جا فريب خورديد و از مكر و حيلۀ معاويه و عمر و عاص غافل شديد.
تعبير «لا اَباً لَّكُم» در زبان عرب معمول است و معنايش اين نيست كه شما بى پدر هستيد، بلكه احتمالاً حضرت در مقام انشاء نفرين است، يعنى بى پدر باشيد و يار و ياور و عشيرهاى نداشته باشيد. و يا بدين معنى است كه حضرت بطور كنايه مىخواهند بگويند شما غيرت و حميّت و مردانگى را كه لازمۀ پدر داشتن است، نداريد. پس گويا پدر نداريد.
معرّفى خوارج
اميرالمؤمنين عليه السلام در حديثى فرمودهاند: «ايّها النّاس اِنّى سمعتُ رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم يقول:
يخرج قومٌ من اُمَّتى يَقْرَئُون الْقُرآن لَيْس قِرائَتُكُم الى قَرائَتِهم بشىء و لاصَلاتُكم اِلى صَلاتِهِمْ بِشَىء و لا صِيامُكُم اِلى صِيامِهِمْ بِشَىء يَقْرَئُونَ القُرآن يَحْسَبُونَ اَنَّهُ لَهُم وَ هُوَ عليهم لا تُجاوزُ صلاتُهم تراقِيهم يَمْرَقُونَ مِنَ الاسلام كما يَمْرَقَ السَّهْمُ مِنَ الرِّمية»[١](اى مردم! از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم
[١]. صحيح مسلم، ج ٢، ص ٧٤٨، كتاب الزّكاة، حديث ١٥٦ و منهاج البراعة، ج ٤، ص ١١٩.