شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٠٧ - نهى از حسادت
(وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ)؛[١]هيچ چيزى نيست مگر اينكه خزينههايش پيش ماست و فرود نمىآوريم آن را مگر مقدار معين. بنابراين اگر انسان عاقل در اينباره فكر كند و راضى باشد به آنچه خداوند روزى او كرده و برايش تقدير نموده است، اگر در ديگرى مزيّتى ديد، هيچ وقت در فتنه و حسد واقع نمىشود و اگر ثروت و فرزند و امكانات مادّى داشت از عمل خالصانه باز نمىماند و بدون ريا و خودنمايى از ثروت خود در راه خدا و كمك به ديگران استفاده مىكند و منزلت شهدا و زندگى سعادتمندان و دوستى با پيامبران را درخواست مىكند و هر چند ثروتمند باشد خود را از خويشان و اقوام و حمايت آنان بى نياز نمىبيند و بقاى نام نيك را بر ثروت كه عاقبت ارث ديگران مىشود، ترجيح مىدهد.
نهى از حسادت
حضرت امير عليه السلام در ادامه خطبه مىفرمايد:
«فَإِنْ رَأَى أَحَدُكُمْ لِأَخِيهِ غَفِيرَةً فِي أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ، فَلَا تَكُونَنَّ لَهُ فِتْنَةً، فَإِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ مَا لَمْ يَغْشَ دَنَاءَةً تَظْهَرُ، فَيَخْشَعُ لَهَا إِذَا ذُكِرَتْ، وَ يُغْرَى بِهَا لِئَامُ النَّاسِ، كَانَ كَالْفَالِجِ الْيَاسِرِ الَّذِي يَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَةٍ، مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ، وَ يُرْفَعُ بِهَا عَنْهُ الْمَغْرَمُ».
«غفيره» به معنى زيادت و كثرت است. «ما لم يَغشَ» از مادّۀ «غَشِىَ يَغشى» يعنى به سوى آن چيز نيامد و آن را فرا نگرفت. «و يَغري بِه» يعنى به آن چيز حريص و تحريك مىشود. «و فالِج» به معنى ظفرمند و پيروز است و «ياسر» يعنى قمار باز كه به راحتى و بدون زحمت برنده مىشود.[٢]
[١]. حجر (١٥)، ٢١.
[٢]. فالج ياسر: در دوران جاهليت شترى را مىكشتند و براى تقسيم گوشت آن به مسابقه تيراندازى متوسل مىشدند، بدين صورت كه ده تير بود كه هفت عدد آن علامت مخصوص داشت و سه تاى آن بدون نشان بود. هر كس كه تير او به هدف مىخورد، سهم بيشترى از گوشت شتر داشت. از اين رو هر كسى دوست داشت اوّلين تيرى را كه رها مىكند، به هدف زده، برنده مسابقه شود. (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص ٦٩).