شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٦٦ - سابق١٧٢٨ امام على عليه السلام در جنگ
(خداوند شما را بكشد (مرگ بر شما باد) كه دلم را بسيار چركين كرديد و سينهام را پر از خشم نموديد و به من جرعه جرعه در هر نَفَس غم و غصّه خورانيديد، و با نافرمانى و يارى نكردن من انديشهام را تباه ساختيد).
يعنى با بودن شما من نمىتوانم تصميم بگيرم، چون شما مردم ترسويى هستيد و با سرپيچى از فرمان من نظرم را بى خاصيت كرديد.
سابقۀ امام على عليه السلام در جنگ
«حَتَّى لَقَدْ قَالَتْ قُرَيْشٌ، إِنَّ ابْنَ أَبِي طَالِبٍ رَجُلٌ شُجَاعٌ، وَ لَكِنْ لَا عِلْمَ لَهُ بِالْحَرْبِ، لِلَّهِ أَبُوهُمْ! وَ هَلْ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مِرَاساً (مقاماً) وَ أَقْدَمُ فِيهَا مَقَاماً مِنِّي!» (كار به جايى رسيد، تا آنجا كه قريش گفتند: على ابن ابيطالب مرد شجاعى است ولى از فنون جنگ آگاه نيست. خدا پدرشان را بيامرزد، آيا يكى از آنها رزم ديدهتر از من است؟)
جملۀ «للّه اَبُوُهُم» يا «لِلّه اَبوُكَ» دعائيه است كه كلمۀ ستايش است و گاه نكوهش، و تقريباً معنى لغوى آن چنين است: چشم پدرت روشن؛ يا خدا پدرت را بيامرزد[١]. حضرت مىخواهد بفرمايد آنها مىگويند: على عليه السلام كارآزموده و جنگ ديده نيست، چه كسى بيشتر از من با جنگ سر و كار داشته و سابقۀ او در اين كار بيشتر است؟
«لَقَد نَهَضتُ فيها و ما بَلَغْتُ العِشرينَ وَها أَنَا ذَا قَد ذَرَّفْتُ عَلَى السِّتِينَ، و لكِن لا رَأْىَ لِمَن لا يُطاعُ» (به تحقيق به جنگ قيام كردم در حاليكه هنوز بيست سالم تمام نشده بود و اكنون زياده از شصت سال از عمرم مىگذرد كه پا در جنگ و تدبير آن دارم. اما
[١]. نهج البلاغه، ترجمۀ دكتر سيد جعفر شهيدى، ص ٤٥٧.