شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٣٠ - فرار از غضب به رحمت
ندارد، هرچند عقيدهام بر رفتن است ولى همراهى و موافقت مىكنم. در اينجا به ما مىگويند خوش سفر و اينگونه برخورد را سازگارى مىگويند و اين معناى مهادنه و صلح و صفا است، بخلاف اينكه سرسختى كنيم و بگوييم نه حتماً آنطور كه من مىخواهم بايد عمل شود كه اين را يكدندگى و لج بازى و ناسازگارى مىگويند.
اما اگر ماشين در راه است و عدهاى از مسافرين از جمله شما مىگويند اگر اينجا توقّف نكنيم و بخواهيم به شهر برسيم آفتاب غروب مىكند و ما نماز نخواندهايم و بعضى از مسافرين مىگويند نه اينجا توقف نكنيد، الان حالِ نماز خواندن نداريم. در اينجا اگر ما به فكر قضا نشدن نماز خود هستيم و ناراحتيم ولى بعضى رفقا مىگويند نه توقّف نكنيد، اگر بخواهيم با آنها موافقت كنيم اين را مداهنه و سازشكارى مىگويند كه غير از سازگارى و زندگى در صلح و صفاست و كار خوبى نيست.
پس آنجا كه پاى يك حقّى در كار است و دوستان موافق نيستند، اگر ما با آنها همراه شويم و پا روى حق بگذاريم و به آن عمل نكنيم، اين مىشود سازشكارى و اين از خبيثترين صفات است. لذا حضرت در اين خطبه مىفرمايد در رابطه با جنگ عليه مخالفينِ دين، حسابِ سازشكارى و سست گرفتن در كارِ من نيست.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم دربارۀ على عليه السلام و حساسيّت او در مورد بيت المال مىفرمايد:
«فانّه خَشِنٌ فى ذات اللّه، غير مداهِنٍ فى دينه»[١](على عليه السلام در اجراى دستور خدا بى پرواست و اهل تملّق و مداهنه نيست).
فرار از غضب به رحمت
«فَاتَّقوا اللّهَ عباداللّهِ وفِرُّوا الى اللّهِ من اللّهِ» (پس اى بندگان خدا! از [مخالفت] خدا بترسيد [براى خدا حريم نگه داريد] و از خدا به سوى خدا فرار كنيد [از غضب او به لطف او پناه ببريد]).
[١]. بحار، ج ٢١، ص ٣٨٥.