شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٤ - افشاى توطئ١٧٢٨ ابوسفيان
بخواهى شهر را پر مىكنم از اسب سواران و پيادگان بر ضدّ ابوفصيل (ابوبكر).
على عليه السلام [از دست دادن] امتناع كرد. [ابوسفيان] هنگامى كه از او نااميد شده بود، از نزد او برخاست در حالى كه شعرى را مىخواند.)
در اين جريان ذكر چند نكته لازم است:
١. همانطور كه ذكر شد، ابوسفيان با تحريك مردم به خونريزى قصد فتنه و ايجاد تفرقه داشت.
٢. از آنجايى كه قبيلۀ بنى تميم كه ازقبايل كوچك و كم اهميت بودند، ابوسفيان مردم را به شورش عليه اين خوارى مىخواند و قصد داشت با زنده كردن اعتقادات قبيلهاى، جنگ و اختلافات سابق را راه بياندازد كه نتيجه آن چيزى جز تفرقه و از هم پاشيدن شيرازۀ اسلام نبود.
٣. عبدمناف، جد چهارم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، چهار پسر به نامهاى هاشم، عبد شمس، مطلب و نوفل داشت و بنى هاشم از فرزندان هاشم هستند. از طرفى، بنى اميه از فرزندان اميه هستند كه فرزند عبدشمس است. عبدمناف، پدر عبدشمس و جد چهارم ابوسفيان بود.
ابوسفيان با زيركى تمام با دعوت به اجتماع بنى هاشم و بنى اميه به عنوان فرزندان عبدمناف، قصد داشت با ذكر اين نياى مشترك، نوعى يكرنگى و اتحاد براى ايجاد تفرقه و جنگ قبيلهاى به وجود بياورد.
٤. ابوسفيان در سخن خود به ابوبكر نيز توهين كرد و او را «ابوفصيل» خواند. بكر در لغت به معناى جوان است، فصيل، بچه شترى است كه تازه از شير مادر گرفته و از وى جدا شده است.
امّا حضرت على عليه السلام از قصد و نيّت ابوسفيان باخبر بود و مىدانست كه نيّت او پليد است و در صدد فتنه انگيزى است.
يعنى بايد آنقدر قتل و كشتار انجام دهى و خون بريزى و شمشير بكشى و آدم