شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧٧ - نهى از مجالست با قاضى گناهكار
بين اين جمعيّت كسى با من سخن نگفت؟ گفت: «يا روح اللّه» آنها دهانه زده شدهاند به دهانههايى از آتش به دست ملائكه غِلاظ و شِداد و من در ميان اين معصيت كاران و پيروان آنها بودم ولى از آنها نبودم. پس چون عذاب نازل شد مرا هم با آنها گرفت و من به مويى بر پرتگاه جهنّم آويزان شدهام. نمىدانم به آتش مىافتم يا نجات پيدا مىكنم.
سپس حضرت عيسى عليه السلام رو كرد به پيروانش و فرمود: «يا اولياء اللّه» اى دوست داران خدا! خوردن نان خشك و نمك و خوابيدن بر مزبلهها بهتر است از عافيت دنيا و آخرت كه آخرش نجات نباشد.[١] احتمالاً علّت عذاب آن فرد، با اينكه معصيت كار نبوده، اين است كه با اهل باطل و معصيت نشست و برخاست داشته و امر به معروف و نهى از منكر نمىنموده است.
نهى از مجالست با قاضى گناهكار
٤. مرحوم ميرزا حبيب اللّه خويى از من لايحضره الفقيه از محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام نقل مىكند: محمد بن مسلم مىگويد امام باقر عليه السلام روزى از نزديك من گذشت در حالى كه من پيش قاضى مدينه نشسته بودم فردا بر امام باقر عليه السلام وارد شدم، به من فرمود اين چه مجلسى بود تو را ديروز در آن ديدم؟ محمد بن مسلم مىگويد به امام عرض كردم فدايت شوم اين قاضى به من احترام مىكند، من هم پيش او نشستم، حضرت فرمود: «ما يؤمِنُك اَن تَنزِلَ اللعنة فتعمّك معه» چه چيز تو را مطمئن مىكند كه لعنت خدا نازل شود و تو را با قاضى فرا گيرد»[٢]
از اين روايت استفاده مىشود اين قاضى بر اساس عدل و انصاف حكم نمىكرده و از قُضات ظالمان و مخالفان امام باقر عليه السلام بوده است و يا اهل رشوه و... بوده است كه امام مىفرمايد: سزاوار عذاب است و كسى كه با او رفت و آمد و نشست و برخاست
[١]. وسايل الشيعه، ج ١١، ص ٤٩٩ و ٤٥٠، باب ٣٧، تحريم مجاورة اهل المعاصى.
[٢]. منهاج البراعة، ج ٣، ص ١٩٣.