شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧١ - اصول فضايل اخلاقى
صدايى از خود در مىآورد و مردم دور او جمع شدند و حضرت موسى عليه السلام را ناديده گرفتند. در اينجا نيز مردم به عوض اينكه دور محور ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام بچرخند شتر را سمبل مخالفت قرار داده، دور او را گرفتند و تا زنده بود گرد او اجتماع داشتند، ولى وقتى كشته شد همه فرار كردند، با اينكه اگر هدفِ درستى داشتند مىبايست با مردن شتر دست از راه خود برندارند، ولى معلوم است كه شتر عايشه تنها به عنوان رمز مخالفت و عوامفريبى بود، لذا بعد از مردنِ او، همه پراكنده شدند.
«اخلاقُكُم دِقاق» (اخلاق شما نازك مىباشد)
مىفرمايند اخلاق شما رذْلّ و پست است، «دِقاق» به معنى نازكى و سستى و رذل و پست است. شما مردمى هستند كه سپاه يك زن فتنه جو قرار گرفتيد و فريب شعارهاى منافقانۀ او را خورديد و بعنوان خونخواهى عثمان به جنگ على عليه السلام آمديد، اخلاق و روش شما اخلاقى ناپسند و حقير و پست است. كه اين گونه تحت تأثير احساسات قرار گرفتيد و از خودتان اراده و استقلال نداريد و با فكر و منطق كار نمىكنيد.
اصول فضايل اخلاقى
مرحوم ابن ميثم بحرانى در بارۀ اخلاق مىنويسد: اصول فضايل اخلاقى سه چيز است: [١]. حكمت، ٢. عفّت، ٣. شجاعت.١
حكمت مربوط به فهم و دانايى انسان است و شخص دانا و فهميده و منطقى و پر مغز را حكيم مىگويند. و عفّت مربوط است به قوۀ شهويه كه شخص پاكدامن باشد و شجاعت بر مىگردد به قوۀ غضب كه انسان در دفاع از ناموس و مقدّسات دينى شجاع باشد. اما مردم بصره متأسفانه از اصول فضايل اخلاقى حكمت و عفت و شجاعت
[١]. شرح نهج البلاغه، ابن ميثم، ج ١، ص ٢٩١، خطبۀ ١٣.