شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧٠ - سوزاندن شتر عايشه و گوسال١٧٢٨ سامرى
و خاكسترش را بر باد دهند كه هيچ اثرى از آن نماند. و فرمود: «لعنه اللّه ما اشبهه بعجل بنى اسرائيل ثم قرأ: (وَ اُنْظُرْ إِلى إِلهِكَ اَلَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي اَلْيَمِّ نَسْفاً)[١]» خداوند اين حيوان را لعنت كند، چقدر شبيه گوسالۀ بنى اسرائيل است، سپس اين آيه را تلاوت فرمودند: موسى عليه السلام به سامرى كه اين گوساله را براى پرستش قوم موسى درست كرده بود، گفت: «وَانْظُرْ اِلى اِلهِكَ الّذى طَلَتْ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنِسَفنَّهُ فِى الْيَمِّ نَسْفاً؛ ببين اين خدايى را كه تو دارى و در خدمت آن ايستادهاى، آن را مىسوزانيم و خاكسترش را به دريا مىريزيم».
حضرت موسى عليه السلام اين كار را انجام داد تا سمبل بت پرستى را از بين ببرد و حتى اسكلت شبيه به گوساله باقى نماند كه بعضى با محور قرار دادن آن به مبارزه عليه موسى برخيزند و به عنوان دفاع از آن با وى مخالفت كنند.
در واقع شتر عايشه هر چند يك حيوان زبان بستۀ بى گناهى بود اما چون وسيلۀ سوء استفاده قرار گرفته بود و عدهاى با محور قرار دادن آن مسلمانان را به جان يكديگر انداختند و سبب كشته شدن آنها شدند، حضرت صلاح ندانستند اين شتر را كه به تعبير خودشان شيطان است و مايۀ شرّ و فساد قرار گرفته از بين ببرند.
«رَغا فاجبتُم و عُقِرَ فَهَرَبْتُم» (شتر صدا كرد، پس جوابش را داديد و پى شد، پس همگى فرار كرديد)
حضرت مىفرمايد: بدون عقل و تدبير، تحت تأثير احساسات و تعصبات جاهلى دور شتر عايشه جمع شديد و وقتى ضربات تير و شمشير به او مىخورد و فرياد مىكرد شما دورش جمع شديد مانند گوسالۀ سامرى كه در غياب موسى عليه السلام وقتى به امر خدواند به كوه طور رفت و پس از سى شب بنا شد، ده شب ديگر بماند، سامرى از خلاء نبوت و غيبت حضرت موسى عليه السلام سوء استفاده كرد و گوسالهاى را ساخت كه
[١]. طه (٢٠)، ٩٧.