شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٤١ - خطب١٧٢٨ دهم
همراه عمل است و ما مثل طلحه و زبير و اصحاب جمل اوّل سر و صدا راه نمىاندازيم. زيرا آن سر و صدا راه انداختن از ترس و سستى است. ما كار خود را انجام مىدهيم، بعد گزارش آن به مردم مىرسد. ما اينطور نيستيم كه براى فريب و جذب ديگران فقط رعد و برق راه بيندازيم و سيل تبليغاتى راه بيندازيم بدون بارش باران. مردمى كه هنر و اثر دارند سر و صدا ندارند. بلكه كار خود را انجام مىدهند. بعد خودِ كار معلوم مىشود و آدمى كه هنر ندارد زياد تبليغات راه مىاندازد.
ترساندن و تهديد و سر و صدا قبل از واقع ساختن جنگ و قبل از پيروزى، علامت ضعف و نقص است. همانطور كه سكوت و طمأنينه و آرامش، علامت شجاعت است، لذا اميرالمؤمنين عليه السلام دو مورد در نهج البلاغه، ضمن تعليم آداب جنگ به اصحابش مىفرمايد: «اَميتوا اصواتكم فانّه اَطرَدُ لِلفَشَل»[١](صداهاى خود را خاموش كنيد زيرا آن كار ضعف و ترس را بيشتر از انسان دور مىكند) و در جنگ جمل به اصحابشان فرمودند: «ايّاكم و كثرة الكلام فانّه فشلٌ»[٢](از سخن گفتن زياد بپرهيزيد كه نشانۀ ضعف و ترس است).
در هر كارى لازم است انسان با تدبير و طمأنينه باشد و از هياهو و جنجال و سر و صداى بى جهت بپرهيزد تا موفّق شود.
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
خطبۀ دهم
و من كلام له عليه السلام: «اَلا و اِنَّ الشَّيطانَ قَد جَمَعَ حِزبَهُ واسْتَجْلَبَ خَيْلَهُ وَ رَجِلَهُ، و اِنَّ مَعى لِبَصيرَتى، ما لَبَّسْتُ عَلى نَفسى، و لا لُبِّسَ عَلَىَّ، وَايْمُ اللّهِ لَاُفْرَطَنَّ لَهُم حوضاً اَنَا ماتِحُهُ، لا يَصدِرونَ عَنْهُ و لا يَعودونَ اِلَيهِ»
[١]. نهج البلاغه، خطبۀ ٢٤.
[٢]. نهج البلاغه، نامۀ ١٦.