شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٦٧ - نكت١٧٢٨ تاريخى و فقهى
چه كنم كسى كه فرمانش را نمىبرند رأى و تدبيرى ندارد).
حضرت مىفرمايد: من در جنگ بزرگ شدهام، و علم و فن جنگ را مىدانم و كار آزموده هستم ولى چه كنم كسى كه فرمانش را نمىبرند رأى ندارد.
جنگ بدر اوّلين جنگ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود كه بعد از هجرت اتفاق افتاد و حضرت على عليه السلام آن موقع ٢٣ ساله بودند، زيرا در ده سالگىِ على عليه السلام، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مبعوث به رسالت شدند و سيزده سال در مكه ماندند و اين كه حضرت مىفرمايد سن من به بيست سال نرسيده بود كه وارد جنگ شدم شايد منظورشان آمادگى آن حضرت و درگيرى مختصرى است كه با قريش و مشركان قبل از هجرت داشتند.
نكتۀ تاريخى و فقهى
بنابر نقلى حضرت على عليه السلام ده دوازده ساله بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مبعوث به رسالت شدند و وقتى نبوت خود را به اميرالمؤمنين عليه السلام عرضه داشت، حضرت قبول كرد و نمى خواهيم بگوييم ايمان على عليه السلام در سن نوجوانى در آن وقت از نظر فقهى چه حكمى دارد و صحيح است يا خير، بلكه مىخواهيم بگوييم اين عمل ناشى از بلوغ فكرى على عليه السلام است.
چون اهل سنّت به ما شيعيان مىگويند: شما در فضيلتهايى كه براى اميرالمؤمنين بيان مىكنيد مىگوييد هشت الى ده سالگى ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آورده است، اين ايمان آوردن نوجوان ارزش ندارد. ولى ما مىگوييم در آن دنياى پر از كفر و شرك، در محيط جاهليّت كه پيرمردان هفتاد يا هشتاد و نود ساله كافر و خرافاتى و بت پرست بودند، يك نوجوان چقدر فكر بلندى دارد كه نبوّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را پذيرفته است.
مانند زمانى كه پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم چهار ساله بودند، پيش حليمه سعديه دايۀ حضرت.
يك روز حليمه خواست بچههاى خود را دنبال گوسفندان به چرا بفرستد، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هم تقاضا كرد من هم همراه آنها بروم، حليمه نمىخواست دل حضرت