شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣٨ - بدعت گذارى در دين
بلكه امرى است بين اين دو، يعنى اختيار است). و گاهى بدعت گذارى در احكام صورت مىگيرد كه ممكن است خليفهاى به ذوق و سليقۀ خودش چيزى را در اسلام كم و يا زياد كند، مثل حرام كردن متعه (عقد موقّت) و (متعه حج) كه شخص بعد از انجام عمرۀ تمتع بتواند از زوجۀ خود استمتاع ببرد. كه عُمَر در حكومت ده سالۀ خود ٩٤ حلال را حرام كرد و از جمله گفت: «متعتان محَللتان كانتا فى زَمَن رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم و انا اُحرّمُهُما»[١] دو چيز در زمان پيامبر حلال بود كه من آنها را حرام قرار مىدهم: ١. حلال بودن استمتاع به زوجه بعد از عمرۀ تمتّع ٢. حلال بودن متعه (نكاح موقت)
«و دُعاءِ ضلالةٍ فهو فتنة لِمَن اِفتتن به»» (دعوت كردن مردم به سوى گمراهى به دلش نشسته است پس او آزمايش است براى كسى كه بواسطۀ او آزمايش شده است)
صفت سوم شخص براى بدعت گذار و جاهل اين است كه:
هميشه دوست دارد سخنى بگويد كه سبب اِحداث چيزى در دين شود كه از دين نيست و مىخواهد مردم را به گمراهى بكشد.
«فتنه» به معنى امتحان و آزمايش است اين دسته فتنه هستند يعنى سبب آزمايش مىگردند. و عدّهاى از مردم كه شناخت و درك كافى ندارند فريب چنين افرادى را مىخورند و تحت تأثير نوآوريها و تبليغاتشان واقع مىشوند و از اين طريق امتحان مىشوند. مانند سامرى كه در غياب حضرت موسى عليه السلام از فرصت استفاده كرد و گوسالهاى ساخت كه صداى مخصوصى داشت و عدّهاى دور آن جمع شدند و گوساله پرست گرديدند و دست از عبادت خدا برداشتند.
«ضالٌّ عَن هَدىِ مَن كانَ قَبلَهُ» (و گمراه است از راه كسى كه پيش از او بوده است)
[١]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص ٦٣، ذيل خطبۀ ١٨ به نقل از «تفسير مفاتيح الغيب، فخر رازى، ج ١٠، ص ٥٤».