شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧٦ - تكلّم عيسى عليه السلام با مردگان معصيت كار
رفتند، و آنان مجرم بودند.
خداوند امر به معروف و نهى از منكر را وظيفۀ خردمندان و دانشمندان جامعه مىداند، هر چند همۀ مردم اين وظيفه را دارند امّا مخصوصاً اين دو طبقه مسئوليتشان بيشتر است و گذشتگان را كه اين دو وظيفۀ مهم را ترك كردند و دچار عذاب الهى شدند، توبيخ و مذمّت مىكند.
تكلّم عيسى عليه السلام با مردگان معصيت كار
٣. مهاجر اسدى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند حضرت فرمودند: عيسى عليه السلام از يك آبادى گذشتند كه همۀ اهل آن حتى پرندگان و چهارپايان مرده بودند، فقال: اَما انّهم لم يموتوا الا بسخطه و لو ماتوا متفرقين لتدافنوا. حضرت عيسى عليه السلام فرمودند: آگاه باشيد اينها بواسطۀ غضب خداوند مردهاند و اگر متفرق و به تدريج به مرگ طبيعى مرده بودند يكديگر را خاك كرده بودند.
اصحاب عيسى عليه السلام عرض كردند: «يا روح اللّه و كلمته» اى كلمه و روح خدا! از خدواند بخواه اينها را براى ما زنده كند و به ما خبر دهند اعمالشان چه بوده كه آنها را هلاك كرده تا ما از آن اعمال خوددارى كنيم» حضرت عيسى عليه السلام خدا را خواند، پس ندا شد آنها را بخوان، حضرت عيسى عليه السلام شب رفت روى يك بلندى و صدا زد اى اهل آبادى! يكى از آنها جواب داد، حضرت پرسيد واى بر شما! اعمالتان چه بوده است؟ گفت: پرستش طاغوت و دوستى دنيا، و ترسِ كم از خدا و اميد و آرزوى طولانى و غفلت در لهو و لعب و خوش گذرانى. تا اينكه پرسيد چگونه طاغوت را عبادت مىكرديد؟ گفت: پيروى از اهل معصيت مىكرديم، حضرت پرسيد عاقبت كار شما چه شد؟ گفت: نبودِ سلامتى و در هاويه قرار گرفتيم. پرسيد هاويه چيست؟ گفت سجّين. حضرت پرسيد سجّين چيست؟ گفت كوههايى از آتش داغ كه تا روز قيامت بر ما آتش برافروخته مىشود تا اينكه حضرت پرسيد واى بر تو! چگونه غير از تو از