شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣ - حمد در اصطلاح
مىرسانند حضرت مىفرمايد خداوند را براى اين سه منظور سپاس مىگذارم:
١. اتمام نعمت، حمد، مدح و شكر
٢. فرمانبردارى
٣. حفظ از معصيت
حمد در اصطلاح
«اَلْحَمد هو الثَّناء باللسان على الجميل الاختيارى نعمةً كان او غيرها» «حمد» در اصطلاحِ عرب ستايش است بوسيلۀ زبان براى كار يا صفت پسنديدۀ اختيارى نسبت به كسى كه كار خوبى را آگاهانه و با اراده و اختيار انجام مىدهد و يا كسى كه داراى صفتى نيك مىباشد چه آن زيبائى به نفع حمد كنندۀ نعمت باشد و يا نباشد؛ يعنى چيزى از محمود به او رسيده يا نرسيده باشد ولى شخصِ داراى اين نعمت، كه محمود مورد ستايش است با توجه و اختيار آن نعمت را براى خود انتخاب كرده است. در نتيجه سرچشمۀ خيلى از اعمال خير و نيك مىشود.
«مدح» در اصطلاح ستايش است به قصد تعظيم چه در برابر نعمت باشد يا غير نعمت و چه در برابر امر اختيارى و ارادى باشد و چه غير اختيارى. مثل اينكه يك گل زيبا و يا گوهر گرانبها را مىستاييم و اين در جايى است كه صفت زيبايى آنها به انتخاب و اراده خودشان نيست بلكه تكوينى و غير اختيارى است.
البته براى صفت و يا كارى كه با اراده و ميل مىباشد، باز مانند شكر، مدح به كار مىرود و در نظر اهل ادب، مدح اعم از حمد است و مفهوم شكر از هر دوى اينها محدودتر است؛ زيرا تنها در برابر نعمتهايى سپاسگزارى و شكر مىكنيم كه از كسى با اراده و رغبت به ما رسيده است، هر چند شكر از اين جهت كه با زبان و عمل و قلب، هر سه انجام مىشود، از حمد و مدح كه فقط با زبان هستند، عموميّت بيشترى دارد.