شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٠٨ - شيو١٧٢٨ تبليغ و ارشاد
تشخيص را واگذار مىكند به عقول شنوندگان كه خودشان با مراجعه به وجدان قضاوت كنند و بگويند حق با كيست. و احتمال سوم اينكه اين طور سخن گفتنها در محاوره براى اين است كه توجّه طرف را به خود جلب كند و با او مدارا و مماشات و همراهى كند تا سخن او را خوب بشنود و از اول نمىگويد من بر حقّم و تو بر باطل. و اين بهترين روشى است كه شخص اگرچه مىداند بر حق است اما ظاهر كلامش را به صورت ترديد مىآورد و صريحاً به مخاطب نمىگويد تو بر گمراهى هستى، تا او را وادار به فكر و نظر كند و خودش با مراجعه به وجدان حق را بيابد. و معناى جملۀ حضرت على عليه السلام «اليوم توافقنا على سبيل الحق و الباطل» اين است كه مردم بدانند اين اختلاف كوچكى نيست. پس خوب حواس خود را جمع كنند و در مسئله فكر كنند و مواظب باشند چه راهى را انتخاب كنند و حضرت نمىخواهند مستقيماً بفرمايند حتما شما گمراه هستيد و من بر حق. چون اگر اينطور بفرمايند چه بسا طرف مقابل ناراحت مىشود و گوش به سخن حق نمىدهد. لذا حضرت صريحاً مشخص نمىكنند شما اصحاب جنگ جمل بر باطل هستيد و مىخواهند مقدارى آنها را نرم كنند كه حواس خود را جمع نمايند و خودشان فكر كنند و كم كم تسليم شوند. لذا مىفرمايند ما و شما بر سر راه حق و گمراهى ايستادهايم و مواظب باشيد اشتباه نكنيد و در نتيجه گمراه شويد و بر باطل باشيد.
چه خوب است همۀ مبلّغان و خطباى جمعه و واعظان، راه ارشاد و تبليغ را از قرآن و على عليه السلام بياموزند كه چطور ديگران را به حق دعوت مىكند و براى جلب توجه و تسليم اهل باطل و افراد فريب خورده چگونه وارد مىشود و بر پيروان حضرت است كه مردم را در پذيرش حق و فكر دربارۀ آن بى تفاوت نكنند و هرچند در نظرشان، خودشان بر حق اند و ديگران را بر باطل مىدانند ولى از اوّل با شدت عمل و نسبت گمراهى به ديگران اقدام نكنند.
يكى از راههاى دعوت و شيوههاى بحث و گفتگو در فن مناظره و جدل و