شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٣٩ - سر و صدا كم و عمل زياد
تا ظهر خيلى سعى داشتند جنگ واقع نشود و دشمن را دعوت و ارشاد مىكردند.[١] و دربارۀ روحيۀ سپاه جنگ جمل مىفرمايد سر و صدا و داد و فرياد و رجز خوانى دارند اما وقت جنگ فرار مىكنند و ترس و سستى به آنها دست مىدهد.
سر و صدا كم و عمل زياد
اين جملۀ «اَرْعَدوا و اَبْرَقوُا» (رعد و برق داشتند) يك ضرب المثل است. گاهى شده در فصل بهار ابرهاى سياه مىآيند و رعد و برق فراوان به همراه دارند و ما فكر مىكنيم الان باران زيادى مىباد و سيل همه جا راه مىافتد و همه را مىبرد ولى بعد از گذشت چند لحظه اين ابر سياه بدون باريدنِ باران، مىگذرد.
حضرت مىخواهند بفرمايند اين طلحه و زبير گفتند چهها مىكنيم ولى توپ آنها تو خالى بود و اصحاب جمل مانند ابرى بودند كه رعد و برقى زده و خاموش شدند و آدمهاى ضعيف و ترسويى بودند. بطورى كه به نقل كامل ابن اثير[٢] سى هزار نفر در مقابل بيست هزار نفر سپاه اسلام با كشتههاى زياد شكست خوردند. تجربه نشان داده كسانى كه بيش از حد داد و فرياد مىكنند و هياهو و جنجال راه مىاندازند معمولاً توخالى هستند و چيزى در كار نيست و به فرمايش حضرت امير عليه السلام سر و صداى زياد ضعف و ترس را به همراه دارد و اين كار كسانى است كه مىخواهند با غوغاسالارى كار خود را پيش ببرند و بيشتر به شعار و سر و صدا مىپردازند تا عمل. سر و صدا و فرياد نشانۀ ضعف و احساس خطر است. به قول شاعر:
از آن نترس كه هاى و هو دارد از آن بترس كه سر به تو دارد
اما افراد با حقيقت كه به راه و عقيدۀ خود مطمئن و پايبند هستند معمولاً سر به زير هستند و به تدريج و با تدبير كار خود را انجام مىدهند و از تبليغات بيش از حد و هياهو خوددارى مىكنند. به قول معروف:
[١]. منهاج البراعة، ج ٣، ص ١٦٧.
[٢]. الكامل فى التارخ، ابن اثير، ج ٣، ص ٢٠٨.