شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٥١ - نظر اهل سنّت در قضاوت
اجتهاد، قياس و استحسان
البته بايد توجه داشت كه به اعتقاد شيعه و سنى باب اجتهاد باز است، يعنى مىتوان حكم فروعات و مسائل جزيى را از اصول و كليّات بدست آورد.[١] الاّ اينكه اين اجتهاد در ميان شيعه اماميه بر اساس ضابطه و ملاك خاص و معينى است و آن استخراج احكام فرعى از كتاب (قرآن) و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و از طريق عترتِ آن حضرت است؛ اما اهل سنت مىگويند در اجتهاد در درجۀ اول بايد به كتاب خدا و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مراجعه كرد و اگر ممكن نشد با قياس و استحسان[٢] حكم را به دست آورد.
نظر اهل سنّت در قضاوت
بيشتر علماى اهل سنت صدور حكم و فتوى را بر اساس قياس و استحسان جايز مىدانند و از بين علماى اهل سنت ابوحنيفه بيشتر از ديگران بر اساس قياس و استحسان فتوى داده است و احمد حنبل اين جهت را نداشته و يا كمتر دارد و شافعى و مالك بطور متوسط اين روش را داشتهاند و ظاهرييّن از اهل سنت مثل داود اصفهانى و ابن حزم اندلسى قياس را قبول ندارند. و مدرك علماى اهل سنت در اين گونه اجتهادها روايتى است كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكنند از سُنَن ابى داوود وقتى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم خواست معاذ بن جبل را به يمن بفرستد به او فرمود: «كَيفَ تَقضى اذا عَرَضَ لَكَ قضاءٌ؟ قال: اقضى بكتابِ اللّه قال: فَاِن لم تجد فى كتاب اللّه قال: فَبِسُنَّةِ رسول اللّه قال فاِن لم تَجِد فى سُنّة رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم و لا فى كتاب اللّه؟ قال: اَجتَهِدُ رأيى و لا آلو. فَضَرَبَ رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم صدره و قال: الحمد للّه الّذى وفّق رسول اللّه لما يُرضى رسول اللّه»[٣]
[١]. وسايل الشيعه، ج ١٨، باب ٦، ابواب صفات قاضى، ص ٤١، حديث ٥١.
[٢]. قياس فقهى اين است كه حكم يك موضوع جزيى و يا واقعهاى را از راه موارد مشابه آن به جهت مناسباتى كه دارند بدست آوريم و حكم يك موضوع جزيى را سرايت دهيم به مورد جزيى ديگر و استحسان اين است كه شرايط و محيط و مصالح را در نظر بگيريم و هر چه به نظر نيكو آمد و ذوق و طبع آن را پسنديد حكم كنيم. هرچند با كتاب و سنّت مطابقت نداشته باشد.
[٣]. سنن ابى داود، ج ٢، كتاب الاقضيه، باب اجتهاد الرّاى فى القضاء، ص ٢٧٢.