شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٥٨ - شكايت از جاهلان و بى اعتنايى به قرآن
«ضلّال» جمع ضالّ است يعنى گمراه. ضلالت و گمراهى نتيجۀ جهل است.
«ليسَ فيهم سِلعةٌ اَبوَرُ مِنَ الكتاب اذا تُلىَ حقّ تلاوتِهِ» (هيچ كالايى در نزد اين جماعتِ نادان، بى ارزشتر از قرآن نيست، وقتى كه آنچنان كه بايد تلاوت شود).
يعنى اگر بنا شد قرآن خوب تفسير شود و آنطور كه خداوند خواسته تلاوت و تبيين شود و حقايق آن روشن گردد، طرفداران آن خيلى كم خواهند بود و قرآن بى ارزش و كساد مىشود، چون خيلىها حقيقت قرآن را به ضرر اعمال و رفتار خود مىدانند، و از فهم و عمل به آن خوددارى مىكنند.
«و لا سَلْعَةٌ اَنْفَقُ بيعاً و لا اَغلَى ثَمَناً مِنَ الكتاب اِذا حُرِّفَ عن مواضِعِه»
(و هيچ متاعى پر رواجتر و پر ارزشتر از قرآن نخواهد بود، اگر تحريف شود).
منظور از تحريف، لازم نيست تحريف و تغيير لفظى باشد، بلكه منظور همان تحريف از جهت معنى و تأويل و تفسير به رأى است كه وقتى قرآن مطابق حقيقتش تفسير نشد و هر كس هر طور خواست به نفع خودش قرآن را تفسير كرد، در اين صورت طرفدار پيدا مىكند و علاوه بر توجيه كارىهاى غلطشان، با تمسّك به تفسير غلط از قرآن، عوام را نيز مىفريبند و مىگويند ما به قرآن عمل مىكنيم.
«و لا عِندَهُم اَنْكَرُ مِنَ الْمَعْرُوفِ و لا اَعرَفُ مِنَ المُنكَرِ» (و نزد آنان ناشناختهتر از معروف و شناختهتر از منكر نيست)
اين اشخاص هر امر معروف و پسنديدهاى كه مطابق قرآن و روش پيامبر مىباشد چون با اغراض و مقاصد آنها تناسب ندارد و مخالف ميلشان است، آن را ناشناخته و منكر مىدانند و هر چه را مطابق ميلشان باشد نيكو مىشمارند و كم كم مُنكر در نظرشان معروف مىشود و قبح و زشتى آن از بين مىرود و با گذشت زمان معروف، منكر و منكر، معروف مىشود و در نظر انسانهاى جاهل و بى خبر از واقعيّات چيزى معروفتر از منكر و زشتتر از معروف جلوه نمىكند.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته