شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٥ - اعتقاد به توحيد سرمشق زندگى
خيلى چيزها در دنيا معبود واقع شدهاند مانند خورشيد، ماه، ستارگان، درخت و بت كه مردم براى آنها سجده و عبادت كردهاند. اينها همه معبود بودهاند امّا هيچ كدام معبود به حق نيستند و معبود حقيقى تنها اللّه است. آن واجب الوجودى كه دارندۀ تمام صفات كماليه و جماليه است.
«وحده لا شريك له» كلمه وحده از نظر ادبى همانطور كه در كتاب سيوطى آمده حال است براى اللّه، يعنى متوحِّداً بدين معنى كه شهادت مىدهم معبود سزاوار پرستشى غير از اللّه نيست در حالى كه يگانه است و جملۀ «لا شريك له» تأكيد است براى وحده. يعنى خداوند يگانگى دارد و مثل و همتايى برايش نيست.
«شهادة ممتحناً اخلاصها» (شهادتى كه اخلاصش آزموده شده است)
«شهادة» به اصطلاح نحوى، مفعول مطلقِ نوعى براى فعلِ «اَشهدُ» در صدر جمله است و مصدرى است كه بيان نوعِ عاملش را مىكند. حضرت على عليه السلام مىفرمايد آنچنان شهادتى مىدهم كه خلوص و دورىِ آن از هر ريا و شركى آزموده و امتحان شده است و هيچ گونه ناخالصى و شبهه و شائبهاى در آن نيست و حقيقتش معلوم شده است.
اعتقاد به توحيد سرمشق زندگى
«مُعْتَقداً مُصاصُها و نتمسّك بها ما ابقانا» (گواهى به الوهيّت و وحدانيتى مىدهم كه خالصى و ناب بودنِ آن مورد اعتقاد واقع شده است. و به اين شهادت تا وقتى خداوند ما را باقى بدارد، تمسك مىجوييم).
يعنى تا زنده هستيم به اين شهادت و توحيد چنگ مىزنيم و از آن مدد مىگيريم نه اينكه فقط قبول داريم، بلكه حضرت مرحله بالاترى را بيان مىكند و مىفرمايد: در