شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٠٢ - يك نكت١٧٢٨ اخلاقى و ترتبيتى
كسى كه حق را مىداند بايد بگويد و پوشيده نگه داشتن آن درست نيست. مثلاً اگر انسان بداند كسى از ديگرى پول طلب دارد، اگر حاضر به اداى شهادت نشود كار درستى نيست. خداوند در قرآن مىفرمايد: (وَ لا يَأْبَ اَلشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا)؛[١]افرادى كه شاهد بودهاند، وقتى دعوت شدند براى شهادت خوددارى نكنند.
و يا مثلاً دو نفر بحث علمى دارند و با هم اختلاف پيدا كردهاند. از ما نظر خواهى مىكنند كه كدام يك از ما درست مىگوييم، در اينجا انسان بايد حق را بگويدو كتمان نكند، هرچند ديگرى ناراحت شود و چه بسا بالاتر از اينها، مثلاً علماى يهودى و نصارى در كتاب تورات و انجيل علائم و توصيفاتى را كه دربارۀ پيامبر آخرالزّمان آمده بود كتمان مىكردند و يا بعضى حقايق را براى مردم نمىگفتند. چون اگر مردم آگاه مىشدند ديگر به دين آنها توجهى نمىكردند و مردم از آنها اطاعت نمىكردند.
خداوند در مذمت كار علماى يهود مىفرمايد: (إِنَّ اَلَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ اَلْبَيِّناتِ وَ اَلْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنّاهُ لِلنّاسِ فِي اَلْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اَللّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اَللاّعِنُونَ)؛[٢]كسانى كه دلايل روشن و وسيلۀ هدايتى را كه نازل كردهايم، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نمودهايم، كتمان كند، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنت كنندگان نيز آنها را لعنت مىكنند.
علماى دين وظيفۀ آنها خيلى حساس است. مطالبى را كه از طريق قرآن و روايات ياد مىگيرند بايد به مردم ياد بدهند و حقايق را پنهان نكنند. عالمى كه حق را نگويد و پنهان كند مثل آدمى است كه ارزاق و قوت و غذاى حياتى مردم را احتكار مىكند.
عالمى كه حقايق را نگويد در روايات نقل شده اين شخص يك شيطان لال است.
خطر بزرگى كه براى ما علما هست اين كه علمى را كه آموختهايم در جاى خودش نگوييم و بخواهيم آن را با پول و... مبادله كنيم. با اينكه حق و مطالب علمى ارزش آن از دنيا و آنچه در آن است بيشتر خواهد بود.
[١]. بقره (٢)، ٢٨٢.
[٢]. بقره (٢)، ١٥٩.