شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٢٠ - قضاوت مردم دربار١٧٢٨ على عليه السلام
بسم الله الرحمن الرحيم
درس شانزدهم:
قضاوت مردم دربارۀ على عليه السلام
اميرالمؤمنين على عليه السلام از زخم زبانهاى مردم در امان نبود. اگر از حق خود درباره خلافت چيزى مىگفت او را متهم به حرص و اهتمام نسبت به حكومت و امر دنيا مىكردند و مىگفتند به خلافت حريص است و اگر سكوت مىكرد نسبت ترس از مرگ و ناتوانى به حضرت مىدادند و اين قضاوتى بود ناجوانمردانه كه منافقان حسود و كافران منكر خدا دربارۀ حضرت داشتند و اين بلاى بزرگى است كه متاسفانه در هر زمانى وجود دارد و شخصيتهاى بزرگ بيشتر در معرض تهمت و قضاوت ناصحيح هستند.
مرحوم ميرزا حبيب اللّه خويى از كتاب مجالس از امام صادق عليه السلام نقل مىكند: «اِنَّ رضا النّاس لا يُملك و السنتهم لا تُضبط الم ينسبوه صلى الله عليه و آله و سلم يوم بدرٍ انّه اخذ من المغنم قطيفة حمراءَ حتىّ اظهره اللّه على القطيفة و برء نبيه من الخيانة[١] و انزل فى كتابه: (وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ)[٢]»؛ (رضايت مردم هيچ وقت، بدست نمىآيد و زبانشان كنترل نمىشود. آيا روز جنگ بدر به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نسبت ندادند كه مخمل ابريشمى قرمز را از غنيمتهاى جنگى براى خودش برداشته است؟ تا اينكه خداوند او را بر مخمل ابريشمى مطلّع ساخت كه كجاست و پيامبرش را از خيانت مبرّا ساخت و اين آيه را نازل فرمود كه: «هيچ پيامبرى را سزاوار نيست كه خيانت كند و هر كس خيانت كند روز قيامت با آنچه در آن خيانت كرده بيايد. آنگاه
[١]. منهاج البراعة، ج ٣، ص ١٣٩، به نقل از تفسير صافى ج ٤، ذيل آيۀ ١٦١ سورۀ آل عمران.
[٢]. آل عمران (٣)، ١٦١.