شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٧٤ - درس سى و نهم خطب١٧٢٨ بيست و هشتم
كنيد كه بهترين ره توشۀ تقوى و پرهيزكارى است.
ما مأموريت براى كوچ داريم، و به لوازم سفر دلالت شدهايم كه بهترينش تقوى است.
«و اِنَّ اَخْوَفَ ما اَخافُ عَلَيكُم اِتِّباعُ الهَوى و طولُ الاَمَلْ، تَزَوَّدوا فى الدّنيا مِن الدُّنيا ما تَحرُزونَ بِهِ[١] اَنْفُسَكم غَداً» (ترسناكترين چيزى كه براى شما از آن مىترسم دو صفت است: - كه مبادا گرفتار آن شويد - يكى پيروى از خواهش دل و ديگرى در سر پروردن آرزوى دور و دراز و باطل در دنيا از دنيا توشه برگيريد چيزى را كه فرداى قيامت خود را با آن حفظ كنيد.)
اَخْوَف يعنى مخوفترين، اين كلمه افعل التفضيل است، و در اينجا به معنى اسم مفعول آمده جملۀ «اِتِّباع الهَوى و طُولُ الاَمَل» بدل اشتمال است از كلمۀ «ما».
در خطبۀ ٤٢ حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «اَيُّها الناس اِنَّ اَخْوَفَ ما اَخافُ عَلَيكُم اثنان اِتِّباعُ الهَوى، و طُولُ العَمَل فامّا اتِّباع الهَوى فَيَصُّدُ عَنِ الحَق و اما طول الامل فَيُنسى الْاخرة»[٢](اى مردم ترسناكترين چيزى كه از ابتلاى شما به آن مىترسم دو چيز است: ١. پيروى از هواى نفس و ٢. آرزوى طولانى و بى اندازه.
پيروى از خواهش دل حقايق را از چشم انسان مىپوشاند و او را كر و كور مىكند و آرزوى دور و دراز انسان را مغرور مىسازد و از تهيۀ زاد و توشۀ آخرت غافل مىسازد و از ياد انسان مىبرد، پيش خود مىگويد زياد عمر مىكنم و به اين زودىها نمىميرم، لذا برنامههاى عريض و طويل براى خود مىريزد و آمال و آرزوهاى دور و دراز در سر مىپروراند و هيچ وقت به فكر مردن و ذخيرۀ آخرت نيست).
در پايان حضرت مىفرمايد:
[١]. با در «بِهِ» براى متعدى كردن فعل آمده است.
[٢]. نهج البلاغۀ فيض الاسلام، خطبۀ ٤٢.