شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٢٤ - تبليغ و دلسوزى در هدايت
به تحقيق براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد و به هدايت شما علاقه شديد دارد و نسب به مؤمنان دلسوز و مهربان است.
«يَحسِرُ الحَسير و يَقِفُ الْكَسير، فَيَقُمْ عليه حَتّى يُلْحِقَهُ غايَتَه اِلا هالِكاً لا خَيْرَ فِيهِ حَتّى اَراهُم مَنْجاتَهم و بَوَّأهم محلَّتَهُمْ» (خستهاى در وسط راه باز مىماند و شكسته پايى متوقف مىشود، پس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بر بالين او مىايستد تا او را به هدفش برساند - مگر انسانى كه هلاك شده و در او خيرى نيست - تا اين كه به آنها محل نجاتشان را نشان داد و آنان را در منزلگاهشان جاى داد).
همۀ اينها بيان اين مطلب است كه بفهماند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با تمام وجود و توان با علاقۀ شديد براى هدايت مردم مىكوشيد و سعى داشت در راه ماندهها را به سر منزل مقصود برساند و گمراهان را هدايت كند و وقتى در جنگ احد پيشانى و دندان رباعى حضرت را با سنگ شكستند و صورتش را مجروح كردند و به حضرت عرض كردند اين مردم را نفرين كن، حضرت در حالى كه خون را از چهرۀ مبارك پاك مىكرد، به جاى نفرين دعا كرد و به خدا عرض كرد: «اَللّهُمَّ اِهدِ قَوْمِى فَاِنَّهم لايَعْلَمُونَ»[١]
خدايا قوم مرا هدايت كن اينها نمىدانند و به مردم مىفرمودند: «من پيامبر دعوت و رحمتم نه پيامبر نفرين و غضب.»
(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ)؛[٢]ما تو را نفرستاديم مگر رحمت براى جهانيان.
٣ - «فَاستَدارَت رَحاهُم وَاسْتَقامت قَناتُهُم» (پس آسياب آنها به چرخش افتاد و سر نيزه شان مستقيم شد).
يعنى با بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم اوضاعشان رو به راه شد و كارشان سامان يافت و قدرت و دولت پيدا كردند. مولوى:
حيلهها كردند بسيار انبيا تا كه گردان شد بر اين چرخ آسيا
والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
[١]. بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٢١ و ١١٧.
[٢]. انبياء (٢١)، ١٠٧.