شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٢٢ - كفرِ عملىِ خروج كنندگان بر امام عليه السلام
ورزيدند و كفرشان مثل كفر مشركان نبود كه نبوّت را دفع كردند و به اسلام اقرار ننمودند، اگر چنين مىبود براى ما نكاح با آنها و خوردن ذبيحه شان و اِرث از آنها جايز نمىبود).
بله اين اشخاص احكام مسلمين را دارند، هرچند جنگ با آنها با حكم امام معصوم و يا نايب او واجب مىشود.
نتيجه اين شد كه به نظر مرحوم مؤلف منهاج البراعة اشخاص باغى بر امام، مثل اصحاب جنگ جمل و صفّين و خوارج كافر اعتقادى نيستند ولى كافر عملى هستند و جواب ابن ابى الحديد را كه گفت باغى بر امام فقط فاسق است و كافر نيست، اين گونه مىدهد كه مىشود كسانى احكام اسلام و مسلمين را داشته باشند اما كافر به بعضى احكام باشند و كفر عملى داشته باشند و اين باعث حكم به نجاست و جريان احكام كافر اصلى دربارۀ آنها نمىشود[١] و به نظر ما همين نظر مورد تأييد است.
تا اينجا خطبۀ سى و سوم طبق نقل مرحوم سيّد رضى تمام شد و ابن ابى الحديد در اين خطبه اضافهاى از حضرت على عليه السلام دارد:
«واللّهِ ما تَنقِم مِنّا القريش الاّ اَنَّ اللّه اخْتارَنا عَلَيهِم فَاَدْخَلْنا هم فِى حَيِّزِنا فَكانُوا كَما قالَ الْاَوّل:
اَدَمتَ لَعمَرِى شُربَك الْمحض صابِحاً و اَكْلَك بالزّبد المقشّر البُحرا
و نحنُ وَهبْناك العَلاء و لم تَكن عليّاً و حُطنا حولك الْجُردَ و السَّمُرا[٢]»
(به خدا سوگند قريش از ما انتقام نمىگيرند به خاطر اينكه خداوند ما را بر آنها برگزيده است، ما آنها را در كنار خود جا داديم، آنها مانند گفتار شاعر گشتند كه مىگويد:
(به جانم سوگند هر صبح از شيرِ خالِص صاف، نوشيدى و از غذاى لذيذ و چرب خوردى، ما به تو بزرگوارى بخشيديم در حالى كه بزرگى نداشتى و در اطرافت با
[١]. منهاج البراعة، ج ٤، ٦٤ تا ٦٧.
[٢]. شرح ابن ابى الحديد، ج ٢، ٣٣. چاپ اسماعيليان.