شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٦٦ - احتمالات نظري١٧٢٨ تصويب
سازد، مگر اين كه شما را از آن نهى كردم).
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم گفتنىها را فرموده، امّا متأسفانه مردم نتوانستند از آن بهره ببرند.
«اَمْ كانُوا شُرَكاءَ فَلَهُم اَنْ يَقولوا وَ عَليه اَنْ يَرضى» (و يا اينكه اينها شريك خدايند پس بر آنهاست كه بگويند و بر خد است كه راضى شود؟)
احتمال چهارم در تصحيحِ تصويب، اين كه بگوييم اين مجتهدانِ قاضى، شريكان خدا هستند در احكام و وظيفۀ اينها است كه بگويند و راى و نظر دهند و به عهدۀ خدا است كه به كارشان راضى شود و آن را تصويب كند و بر آن صحّه بگذارد كه اين احتمال را هم نمىشود در باب تصويب پذيرفت زيرا خداى واحد غنىّ بالذّات نيازى به شريك در احكام ندارد، همانطور كه شريك در خلقت و ادارۀ نظام آفرينش ندارد و اينكه علما، وظيفه دارند احكام را براى مردم بيان كنند نه از باب اين است كه شريك خدا هستند و بلكه واسطۀ تبيين احكام هستند. همانطور كه پيامبران واسطۀ ابلاغ اند، نه شريك خدا و اين وساطت به جهت احتياج خداوند نيست، بلكه براى اين است كه ارتباط بين عالَمِ معقول با محسوس بايد بواسطۀ انسانهاى خاكى و جسمانى باشد.
امام على نقى عليه السلام در زيارت جامعه مىفرمايند: «و مَنِ اعتَصَم بكم فقد اعتصم باللّه، انتم الصّراط الْاَقْوَم... والرّحمة الموصولة... والباب المبتلى به النّاس... بكم يُسلك الى الرّضوان»[١](هر كس به شما ائمّه تمسّك جويد به خدا تمسّك جسته است، شماييد راه راست و استوارتر و شماييد رحمت واصل شده و بابى كه مردم به آن احتياج دارند (به آن امتحان شدهاند) با پيروى از شما راه خشنودى خدا پيموده مىشود).
«اَمْ اَنزَلَ اللّهُ سبحانه ديناً تامّاً فَقَصَّرَ الرّسولُ صلى الله عليه و آله و سلم عن تبليغه و اَدائه»
[١]. مفاتيح الجنان، زيارت جامعۀ كبيره.