شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧ - ارزش و آثار لااله الااللّه
نمىكند و در امر خلقت و اداره عالَمِ هستى، كسى شريك او نيست».
و عن ابى الطفيل عن على عليه السلام قال: «ما من عبد مسلم يقول: لااله الا اللّه، الاّ صعدت تحْزِقُ كلّ سقف و لا تمرّ بشىء من سيئاته الا طَمَسَتْها حتى ينتهى الى مثلها من الحسنات فيقف؛[١] هيچ بندۀ مسلمانى «لا اله الا اللّه» نمىگويد مگر اينكه اين كلمۀ توحيد، بالا مىرود تا هر سقفى را مىشكافد و از چيزى - از بدىها و گناهان - گويندۀ «لا اله الاّ اللّه» نمىگذرد مگر اينكه آنها را محو و نابود مىكند تا مىرسد به خوبىها به اندازه بدىهايى كه داشته آن وقت مىايستد».
و عن الشيبانى عن الرضا عليه السلام عن ابيه عن آبائه عن على عليه السلام قال: قال رسول اللّه «انّ لِلّه عزوجل عموداً من ياقوتة حمراء رأسه تحت العرش و اسفله على ظهر الحوت فى الارض السابعة السفلى فاذا قال العبد: لا اله الاّ اللّه اهتزّ العرش و تحرّك العمود و تحرّك الحوت، فيقول اللّه تبارك و تعالى اسكن يا عرشى فيقول: لا اَسْكُن و انت لم تغفر لقائلها فيقول الله تبارك و تعالى: اِشهدوا سكّانَ سماواتى انّى قد غفرت لقائلها[٢]؛ على عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكند حضرت فرمود:
براى خداى عزّوجل ستونى است از ياقوت سرخ كه سر آن زير عرش و پايين آن بر پشت ماهى در زمين هفتم مىباشد پس وقتى بنده خدا گفت: «لااله الااللّه» عرش خدا به لرزه در مىآيد و ستونِ عرش الهى و ماهى به حركت در مىآيند پس خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد ساكن بشو اى عرشِ من، پس مىگويد آرام نمىگيرم و حال آنكه تو هنوز گوينده «لا اله الاّ اللّه» را نيامرزيدهاى پس خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد:
شاهد باشيد اى ساكنين آسمانها و زمين به درستى كه من گوينده اين كلمه طيبه را مغفرت نمودم».
از چند حديث مذكور به خوبى معلوم شد كه كلمۀ توحيد چه نقش مؤثرى در تقويت ايمان و بخشش گناهان و زدودن هول و هراس قيامت دارد.
[١]. همان، حديث ١٢.
[٢]. توحيد صدوق، حديث ٢٠.