شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٤ - اللّه و اسماء حسنى
كمالات الهى است در سوره مباركه اعراف مىخوانيم: (وَ لِلّهِ اَلْأَسْماءُ اَلْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا اَلَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ)[١]؛ براى خداوند اسمهاى نيكو مىباشد (به اعتبار اينكه معناى آن اسماء نيكو است) پس خدا را با آن اسماءِ نيك بخوانيد و واگذاريد كسانى را كه در اسماى او به انحراف مىروند زود باشد به اعمالشان جزا داده شوند.
اسمهاى خداوند مانند عالِم، قادر، حىّ و قيّوم هر كدام به يك مناسبتى قرار داده شده مثلاً به او عليم مىگوييم به اعتبار اينكه همه چيز نزد او معلوم و مكشوف است و به تمام معلومات آگاهى دارد و قدير و قادر مىگوييم به لحاظ اينكه به همه چيز توانايى دارد. پس اطلاق هر اسمى به مناسبت يك صفتى است نظير اينكه شخصى در علم طب متخصص است لذا به او طبيب گفته مىشود و اين شخص در علم هندسه هم وارد است باز به او مهندس گفته مىشود فلذا اين فرد هم طبيب است و هم مهندس اما هر كدام از اين اسامى به يك اعتبار و جهتى گفته مىشود. اسمهاى پروردگار هم هر كدام به مناسبتى است و نام مبارك اللّه از بين اسماى حسناى الهى، كه اسم ذات است كه به معنى ذات متجمع جميع صفات كماليه است، بيشتر استعمال شده است. اسمهاى ديگر را براى «اللّه» كه اسم ذات است صفت مىآوريم (هُوَ اَللّهُ اَلَّذِي لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلْمَلِكُ اَلْقُدُّوسُ)[٢] ولى اللّه چون اسم ذات است براى ساير اسماء صفت واقع نمىشود.
لا اله يعنى معبود به حقى نيست (لا، نفى جنس است) آيا اصلاً معبود بحقّى نيست؟ چرا هست و آن اللّه است، گويا مىخواهيم با اين جمله «لا اله الا اللّه» بگوييم ما از زير نظر خودمان تمام اين جهان هستى را گذراندهايم و بررسى نموديم و يك معبود بحقّى پيدا نكرديم كه قابل ستايش و پرستش باشد الاّ «اللّه»، و دانستيم غير از خداوندِ رحمان كه سزاوار عبادت است هيچ كس قابل پرستش نيست.
[١]. اعراف (٧)، ١٨٠.
[٢]. حشر (٥٩)، ٢٣.