شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٥٧ - شكايت از جاهلان و بى اعتنايى به قرآن
مجلس قضاوتى نشستى كه در آنجا نمىنشيند مگر پيامبر يا وصى پيامبر و يا انسان شقىّ و بدبخت).
يعنى اگر كسى مانند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ائمۀ طاهرين عليهم السلام قضاوت نكند و شرايط قضاوت را نداشته باشد، بدبخت دنيا و آخرت است. اين هشدار است به شريحِ قاضى و همۀ كسانى كه خود را براى امر قضا آماده مىكنند و در مصدر قضاوت قرار مىگيرند.
قضاوت هرچند ممكن است امكاناتش خوب باشد و قاضى را تأمين كند، امّا خطرش هم زياد است و قاضى تا مطمئن به حكم نشود نبايد قضاوت قطعى كند زيرا كه در پرتگاه جهنّم و در معرض لغزش است.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: حضرت على عليه السلام وقتى شريح را به قضاوت منصوب كردند «اشترط عليه ان لا يُنفِذَ القضاء حتى يعرضه عليه».[١](با او (شريح) شرط كردند كه هيچ حكمى را تنفيذ و اجرا نكند مگر آن را بر حضرت عرضه كند).
شكايت از جاهلان و بى اعتنايى به قرآن
«الى اللّه اَشكُو من مَعشَرٍ يعيشون جُهّالاً»
(به خداوند شكايت مىكنم از جماعتى كه با نادانى زندگى مىكنند)
حضرت امير عليه السلام تا اينجا صفات دو دسته از مردم ١. جاهل و بدعت گذار و ٢. قاضى ناآگاه و اهل قياس و استحسان، را بيان كردند و از اينجا مىپردازند به صفات مشترك اين دو دسته و مىفرمايند شكايت به خدا مىبرم از دست گروهى كه با نادانى زندگى مىكنند و از قرآن و سنّت آگاهى ندارند.
«و يَمُوتُون ضُلّالاً» (با گمراهى مىميرند)
[١]. وسايل الشيعه، ج ١٨، ابواب صفات قاضى، باب ٣، حديث ١.