شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٨١ - حكومت و مسئوليت
خلق كرد، اگر حضور حاضرين نبود (يعنى اجتماع كنندگان مهاجر و انصار براى بيعت و يارى حضرت) و اگر اين نبود كه بواسطۀ يار و ياور حجّت خدا بر من تمام شد و اگر نبود پيمانى كه خداوند از علما و دانايان گرفته است بر اينكه بر شكم بارگى و شكم پرى ظالم و گرسنگى مظلوم، راضى و ساكت نباشند، هر آينه ريسمان خلافت را بر شانهاش مىانداختم و پايان اين خلافت را به همان كاسۀ اولش سيراب مىكردم.
(يعنى همانطور كه اول از آن گذشتم در آخر هم همين كار را مىكردم).
«و لألفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز» (و شما اين دنياى خود را طورى پيش من يافتيد كه از آب بينى بز، كه هنگام عطسه خارج مىشود، نامرغوبتر است).
«ازهد» از مادۀ «زهد» خلاف رغبت است و به چيز كم «زَهيد» گفته مىشود و «ازهد» در اينجا به معنى نامرغوبتر و بى ارزشتر است. هر چند معمولاً افعل التفضيل از فعل معلوم گرفته مىشود مثل اَعلَم كه از عَلِمَ گرفته شده يعنى داناتر كه در ترجمه فارسى از آن بصورت معلوم تعبير مىشود امّا گاهى اوقات هم افعل التفضيل از فعل مجهول گرفته مىشود مثل (رَبِّ اَلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ)[١] كه از «اُحِبَّ» گرفته شده است.
حضرت يوسف فرمود: پروردگار زندان (خداوند) براى من محبوبتر از چيزهايى است كه مرا به آن فرا مىخوانيد). در اينجا در ترجمه اَحَبُّ مىگوييم محبوبتر به صورت مفعولى و همچنين در اين خطبه حضرت مىفرمايد «ازهد» كه «افعل التفضيل» است از «اُزهِدُ» گرفته شده است. «دنياكم هذه ازهد عندى» يعنى دنياى شما پيش من نامرغوبتر است از آب بينى بز.
اعضاى بدن بوجود مىآيد و از لطيفِ آن، روح بخارى. وقتى خون از كبد به قلب مىرسد و تقسيم مىشود يك قسم آن به تمام بدن گردش مىكند تا هر جزئى از بدن تحليل رفته جاى آن قرار گيرد و بخش ديگر به شكل بخار و ابر در آمده و به سوى مغز مىرود. منظومۀ حكمت غرر فى القوى الحيوانيه، ص ٢٩٨. البته اين مطلب تا حدودى با كشفيات امروز مطابق نيست.
[١]. يوسف (١٢)، ٣٣.