شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٦١ - تخطئه و تصويب
پس اقوال و افعال عترت طاهره حجّت است و واجب است به آنها مانند قرآن تمسّك شود، اما همۀ فقهاى اهل سنّت اين معنى را قبول ندارند.
در مورد حجّت بودن حكم عقل علماى اماميه بر اين اعتقادند كه حكم عقلى قطعى حجّت است، مثل حكم عقل در مستقلات عقليه مانند حسن عدل و قبح ظلم و حكم عقلى ظنّى را حجت نمىدانند، اما اهل سنت چون تمسّك به اقوال عترت طاهرۀ پيامبر را ترك كردند در استنباط احكام فرعى از كتاب و سنّت پيامبر ناتوان شدند، لذا آرا و قياس و استحسان را جاى آن گذاشتند، در جايى كه ما اخبار متواتره داريم بر عدم حجيّت قياس و آراء ظنّيّه و استحسانيّه.[١]
اما اجماع به اعتقاد شيعه اماميه اگر از قول يا فعلِ معصوم كشف كند حجّت است، در واقع ما اجماع و اتفاق را وقتى حجّت مىدانيم كه طريق باشد به قول معصوم و لى اهل سنت نفس اجماع را حجّت مىدانند، هر چند كشف از قول معصوم نكند، به اين ادّعا كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است: «لن تجتمع امّتى على ضلالةٍ ابداً»[٢] و خلافت خليفۀ اول را بر همين اساس درست مىكنند، چون در سقيفه فقط ٥ نفر بودند كه با ابوبكر بيعت كردند. مرحوم شيخ انصارى در كتاب رسائل در باب اجماع مىفرمايد: «هم الاصل له و هو الاصل لهم» (اهل سنّت اصل و اساس اجماع هستند و اجماع براى اهل سنت اصل است كه خلافت خلفا را بر اساس آن درست كردند). اصل در لغت يعنى ريشه و منشأ و اساس چيزى.
تخطئه و تصويب
«از طرفى اماميّه مخطِئه هستند و مىگويند آراى فقها و مجتهدين، فقط راه است به سوى واقع كه گاهى به آن مىرسد و گاهى نمىرسد، حتى علم هم كه حجيّت آن ذاتى
[١]. وسايل الشيعه، ج ١٨، باب ابواب صفات قاضى و اصول كافى، ج ١، كتاب فضل العلم، باب بدعُ الرّاى، ص ٥٨.
[٢]. كنز العمال، ج ١، ص ٢٠٦، حديث ١٠٢٩.