شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣٩ - ابوحنيفه و بدعت
«هَدْى» با سكون دال به معنى طريق و راه است.
مىفرمايد اين شخص از راه و روش پيشينيان (پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و اصحاب بزرگوار آن حضرت) به دور است و با توجّه به غرورى كه دارد و خود را بى نياز از بزرگان دين مىبيند و به اختراع و فهم ناقص خود اكتفا مىكند.
ابوحنيفه و بدعت
مرحوم كلينى از امام موسى بن جعفر عليه السلام روايت مىكند حضرت فرمودند:
«لَعَن اللّه ابا حنيفة كان يقول: قال علىٌّ و قلت انا و قالت الصحابة و قلت»[١]
(خداوند ابوحنيفه را لعنت كند، هميشه مىگفت على اينطور گفته و من هم اينطور گفتم و اصحاب پيامبر چنين گفتند و من اينطور مىگويم).
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد: «كُلّ بِدعة ضلالة و كلّ ضلالة فى النّار»[٢](هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى در آتش است) باز پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «ابى اللّه لصاحب البدعة بالتّوبة، قيل يا رسول اللّه و كيف ذلك؟ قال: و قد اُشرب قلبه حبّها»[٣](خداوند از توبه صاحب بدعت امتناع دارد، گفته شد يا رسول اللّه آن چگونه است؟ فرمود به تحقيق قلبش به محبّت و علاقۀ به بدعت سيراب شده است).
«مُضِلٌّ لِمَن اقتَدى بِهِ فى حياته و بَعدَ وفاتِهِ» (گمراه كننده كسى است كه گمراهان، در زندگى و بعد از مرگش به او اقتدا مىكنند)
اشخاص منحرف و بدعت گذار نه تنها در زمان حياتشان موجب اضلال و گمراهى پيروان و دوستدارانشان مىشوند بلكه بعد از مرگ هم بواسطۀ آثار و افكار و سنّت سيّئه و كتابهايى كه از خود باقى گذاشتهاند و يا به وسيلۀ مكتب انحرافى خود باعث گمراهى آيندگان مىشوند و هوادارانشان با پيروى از آنها به ضلالت مىافتند.
[١]. اصول كافى، ج ١، باب البدع و الرّاى، ص ٥٥، حديث ١٣.
[٢]. اصول كافى، كتاب فضل علم باب البدع و الرّاى حديث.
[٣]. همان، حديث ٤.