شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٥٣ - اخلاص اميرالمؤمنين عليه السلام و حفظ اتّحاد
حضرت در اين قسمت پيش آمد خود را بعد از رحلت پيامبر قبل از بيعت مردم نقل مىكند.
(من فكر كردم، ديدم در آن هنگام ياورى غير از اهل بيت خودم (بنى هاشم) ندارم، [و ايشان با تعداد كمشان توان جنگ با مخالفين را نداشتند] لذا از كشته شدن آنها خوددارى كردم [بُخل ورزيدم] و چشمى را كه در آن خاشاك رفته بود فروبستم و شربت نامرادى نوشيدم، با آنكه استخوان در گلو داشتم و بر گرفتگى راه نفس (بغض در گلو) و بر چيزى تلختر از طعم حنظل (گياه بسيار تلخ) صبر كردم).
اين فرمايش حضرت مضمون قسمتى از خطبۀ شقشقيه است كه مىفرمايد:
«فَصَبَرْتُ وَ فىِ العَيْنِ قَذىً وَ فِى الحَلْقِ شَجىً أَرَى تُرَاثى نَهْبَاً»[١](در امر خلافت صبر كردم در حالى كه اين صبر مانند خارى در چشم و استخوانى در گلو بود، در حاليكه مىديدم ميراثم را غارت مىكنند).
بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عدهاى در سقيفه بنى ساعده جمع شدند و در نتيجۀ اين اجتماع، ابوبكر به خلافت رسيد و حضرت على عليه السلام در سقيفه حاضر نبودند و مشغول غسل و كفن و دفن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بودند و بعد از آن براى اتمام حجّت براى مردم حقّانيت خود را بيان مىكردند و نمىخواستند كار به جايى برسد كه جنگ و اختلاف بين مسلمين ايجاد شود. و با مظلوميت خود خيلى را متوجه حقيقت كردند.
اخلاص اميرالمؤمنين عليه السلام و حفظ اتّحاد
در تاريخ نقل شده وقتى على عليه السلام را به زور براى بيعت به مسجد مىبردند، دو نفر يهودى اين وضع را كه ديدند، مسلمان شدند و وقتى به آنها گفتند چرا قبلا كه شجاعت على عليه السلام را ديديد، اسلام نياورديد؟ گفتند: ما اين وضع را كه دربارۀ على عليه السلام
[١]. نهج البلاغه، خطبۀ ٣.