شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٩٢ - همراهى وفا و دوستى
مرحوم حاج حبيباللّه خويى به نقل از مرحوم مجلسى قسمتى را به عنوان آغاز اين خطبه ذكر كرده كه مرحوم سيد رضى آن را در ضمن خطبههاى سى و پنجم و سى و هشتم آورده است. و به نظر مىآيد خطبۀ سى و هشتم و چهل و يكم، يك خطبه بوده است و قسمتى را كه مرحوم مجلسى آورده است اين است:
«الحمدللّه وَ اِنْ اَتَى الدَّهر بِالْخَطبِ الْفادِح وَالْحَدَثِ الْجَليل فَاِنَّه لا يَنْجُو مِنَ الْمَوتُ مَن خافه و لا يُعطَى الْبَقاءَ مَنْ اَحَبَّه اَلا وَ اِنَّ الوَفاء توأمُ الصِّدق...» حضرت على عليه السلام پس از رأى حكمين (عمروعاص و ابوموسى اشعرى)، در مورد خلع آن حضرت و نصب معاويه به خلافت، مىفرمايد:
ستايش مخصوص خداوند است، هر چند روزگار بلاى بزرگ و پيشامد بسيار سختى پيش آورد. به راستى كسى كه از مرگ بترسد از آن نجات نمىيابد و هر كس بقا را دوست بدارد به او عطا نشود. آگاه باشيد وفادارى همزاد راستى است...»
حضرت گوشزد مىكنند در هر حال بايد سپاس خدا را گفت، هر چند روزگار به كام انسان نباشد و سختى و بلا پيش آورد. در هر صورت لازم است خداوند حمد و ستايش شود و ناگوارىها باعث ناسپاسى نگردد و بايد راضى بود به رضاى پروردگار.
همراهى وفا و دوستى
«اِنَّ الْوَفاءَ توأمُ الصِّدق» (همانا وفادارى همراه راستى است).
حضرت در مذمّت مكر و حيله و تزويرى كه توسط عمر و عاص انجام شد و كلاه سر ابوموسى گذاشت مىفرمايد: وفاى به عهد قرين راستى و درستى است و همانطور كه امام صادق عليه السلام در كتاب كافى مىفرمايد: وفا و صدق از جنود عقل و غدر (ترك وفا) و كذب، از جنود جهلاند[١].
يكى از نمونههاى راستى وفاى به عهد است و همانطور كه بزرگان گفتهاند وفاء اخصّ از صِدق مىباشد. يعنى صدق و راستى در عمل، گفتار و نيّت است و وفاى به عهد فقط در عمل است. و اينكه
[١]. اصول كافى، ج ١، كتاب العقل و الجهل، ص ٢٢.