شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٨ - پستان خلافت را دوشيدند
خيلى با خشونت و عصبانيّت برخورد مىكرد مثلاً گاهى مىرفت تجسّس مىكرد و حرفهاى ديگران را گوش مىكرد و امثال آن و در هر حال عمر با خشونت خود خيلى ضايعات به بار آورد و يكى از آنها همين قرار دادن خلافت و حكومت براى ابوبكر و براى خودش بود.
«يغلُظُ كلمُها و يَخشُنُ مَسُّها» (طبيعت خشن عمر جراحت غليظى را موجب مىشود و كلماتش خشن و سنگين است).
و زخم زبانهاى سنگين دارد كه چه بسا زخم شمشير خوب مىشود اما زخم زبان التيام پيدا نمىكند و ملاقات با وى تند و خشن مىباشد.
«و يكثر العثار فيها و الاعتذار منها» و لغزشهاى اين طبيعت خشن (عمر) فراوان و معذرت خواهيش زياد بود. خيلى وقتها مىگفت: «لو لا علىٌ لهلك عمرَ» اگر على نبود عمر هلاك مىشد.
«فصاحبها كراكب الصعبة، انْ اَشنَقَ لَها خَرَم و اِنْ اَسْلَسَ لها تَقَحَّم».
(پس همراه و مصاحب با اين خلافت و حكومت - كسى كه مانند على عليه السلام مىخواهد با اين خلافت بسازد و مصاحبت داشته باشد، مانند كسى است كه سوار بر يك شتر چموش است كه اگر مهارش را بكشد بينى او زخم و پاره مىشود و اگر رهايش كند خود و راكب را به هلاكت مىاندازد)[١].
حضرت با بيان اين مطلب مىفرمايد حال چه بايد كرد؟
«فمُنىَ النّاس لعَمْرُ اللّهِ بخبطٍ و شماسٍ و تَلَوُّنٍ و اعتراضٍ. فصبرت على طول المُدّةِ و شدّةِ المحنةِ»
(پس به خدا سوگند مردم در زمان عمر گرفتار «خبط» (حركت بر غير جادۀ
[١]. پردۀ بين دو سوراخ بينى شتر چموش را سوراخ مىكنند و حلقهاى از آن عبور مىدهند و افسار شتر را به آن حلقه مىبندند و كسى كه بر شتر سوار است اگر بخواهد شتر تند حركت نكند اين حلقه را مىكشد. آن وقت شتر به ناچار مىايستد چون اگر بخواهد راه برود بينى او پاره مىشود.