شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٤٢ - لشكر سواره و پياد١٧٢٨ شيطان
اجتماع حزب شيطان
«اَلا و اِنَّ الشَّيطانَ قَد جَمَعَ حِزبَهُ» (آگاه باشيد، شيطان حزب خود را جمع كرده است).
بعضى شارحان نهج البلاغه مىگويند اين خطبه بخشى از خطبۀ بيستم و سوم نهج البلاغه است كه وقتى به حضرت خبر رسيد طلحه و زبير بيعت خود را نقض كردهاند و مقدمات جنگ جمل را تدارك ديدهاند، آن راايراد فرمودند[١]ابن ابى الحديد مىنويسد: منظور حضرت از شيطان كه لشكر خود را جمع آورى كرده، احتمالاً معاويه باشد[٢] و احتمال دارد منظورِ حضرت، شيطان حقيقى باشد و ميرزا حبيب اللّه خويى مىگويد همان شيطان حقيقى است و حزب او طلحه و زبير و پيروانشان هستند و در اين كلام اشاره است به اينكه شيطان باعث شده آنها با حق مخالفت كنند و با وسوسه و تحريك و تزيين باطل در قلبهاى پيروانش، آنان را بفريبد و چون اين افراد دعوت شيطان را پذيرفتند و با او شريك شدند در دعوت مردم به باطل، و جنگ با على عليه السلام از حزب شيطان به حساب مىآيند.[٣] در خطبۀ هفتم، درس هفدهم مفصّلاً در اين باره بحث شد كه چگونه اينگونه افراد شيطان و خواستههاى او را ملاك و زيربناى كار و زندگى و تصميمات خود قرار دادهاند و شيطان هم براى پيشبرد مقاصد خود از آنها بهره مىجويد.
لشكر سواره و پيادۀ شيطان
«واسْتَجْلَبَ خَيْلَهُ وَ رَجْلَهُ» (شيطان سواره نظام و پياده نظامش را فراخواند).
«استجلاب» از باب استفعال به معنى طلب جلب است. و «خيل» به معنى اسب است
[١]. منهاج البراعة، ج ٣، ص ١٦٢.
[٢]. شرح نهج البلاغۀ ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٢٣٩.
[٣]. منهاج البراعة، ج ٣، ص ١٦٢.