شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٨ - آينده نگرى و احتياط
مىفرمايند: اگر بخواهيم ولايت حق را روى كار بياوريم هنوز وقت و توان آن نرسيده است و مانند ميوۀ كال است كه وقت چيدنش نرسيده و الان هنوز جامعه لياقت اين را ندارد كه مانند على عليه السلام روى كار بيايد و سعى ما براى به دست آوردن خلافت مانند زحمت كشاورز است كه در زمين سنگلاخ و ناقابل دانه مىكارد زحمت او بى فايده است و هدر مىرود. تا جامعه مستعد نباشد و مردم آمادگى پيدا نكنند تلاش براى احقاق حق بى نتيجه مىماند و مدتها بايد بگذرد تا مردم پخته شوند و آمادگى نصرت حق را بيابند.
«فاِنْ اَقُلْ يقولوا: حَرَصَ على المُلك و اِنْ اَسْكُت يقولوا: جزع من الموتِ» (پس اگر بگويم خلافت حق من است مىگويند على عليه السلام بر فرمانروايى حريص است و اگر سكوت كنم مىگويند از مرگ ترسيده است).
مىفرمايد اگر در باب خلافت چيزى بگويم مىگويند به حكومت علاقهمند است همانطور كه عمر در موارد متعددى چنين مىگفت و اگر مصلحت اقتضا كند و سكوت نمايم مىگويند از مرگ هراس دارد. اين يكى از مظلوميتهاى بزرگ على عليه السلام است كه نتواند از حق مسلم خود و خلافتى كه با نصب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از طرف خدا بطور رسمى و علنى صورت گرفته است دفاع كند و اگر بخواهد دنبال آن برود متهم به رياستطلبى و حرص به حكومت مىشود و اگر بخواهد ساكت باشد عدّهاى نادان مىگويند لابد على از قيام و جنگ با دشمنِ خود مىترسد.
«هيهات بعد اللَّتيّا[١] و الّتى»
[١]. هيهات اسم فعل است يعنى بَعُدَ (دور است). اللّتيا در اينجا يعنى حادثۀ كوچك، تصغير التى است كه در اصل الُّتَىِ بوده و ضمّه تبديل به فتحه شده و در عوض آن در آخرش الف اضافه شده است. مىگويند كسى با زن كوتاه قدى ازدواج كرد كه بداخلاق بود و خيلى از دست او سختى كشيد. او را طلاق داد و زنى بلند قد گرفت. از دست دومى هم چند برابر اوّلى سختى كشيد آن را هم طلاق داد و گفت بعد اللَّتيا و الّتى لا اتزوّج ابداً، بعد از زن كوچك و بزرگ هرگز زن نمىگيرم. بعد از آن اين شد ضرب المثل.