شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٠٤ - تمدّن فرع تديّن
شما نمىدانيد.
فال نيك و بد
از جمله قضاوتهاى غلطى كه در مورد خوبى و بدى مىشود و به چيزى كه موافق خواسته و ميل اشخاص نيست، بدى مىگويند. داستانى است كه قرآن در مورد فال بد از مردم انطاكيه نقل مىكند.
خداوند مىفرمايد: (وَ اِضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحابَ اَلْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا اَلْمُرْسَلُونَ * إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اِثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ)؛[١]اى پيامبر براى مردم حالِ قريه (انطاكيه) را مثل بزن كه رسولان حق (از طرف عيسى عليه السلام) براى هدايت آنها آمدند نخست دو تن از رسولان را فرستاديم، چون آنها را تكذيب كردند، باز رسول سوّم را براى مدد و كمك آنها فرستاديم، رسولان گفتند ما همه فرستاده شدهايم براى هدايت شما.
اين سه نفر نماينده و فرستادگان حضرت عيسى عليه السلام بودند و در آن وقت حضرت عيسى عليه السلام پيامبر بود و به امر خدا مبعوث شده بود، خداوند مىفرمايد ما آن دو نفر را فرستاديم به سوى اصحاب قريه. اهل لغت[٢] قريه را به روستا و نيز به شهر و منطقۀ بزرگ معنى مىكنند و انطاكيه در آن موقع شهر بوده است.
تمدّن فرع تديّن
از اينجا اين بحث اجتماعى پيش مىآيد كه مىگويند «تمدّن فرع تديّن» است اگرچه در شهر انطاكيه جمعيت زياد بود و حالت شهرى داشت، اما مؤمن نبودند و بى فرهنگ و عقب افتاده و بيابانى بودند و تنها داشتن شهر زيبا و ساختمانهاى بزرگ و مجلل و زندگىهاى اشرافى، وقتى دين در بين مردم رايج نباشد و افراد پايبند به دستورات آن نباشند، اينها عامل تمدّن و پيشرفت و مدنيّت نيست. و هرچند در عرف
[١]. يس (٣٦)، ١٣ و ١٤.
[٢]. المنجد الطّلاب، مادّۀ قرى.