شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤١١ - خداجويان واقعى
(پس آنها در درياى شور هستند بطورى كه دهانشان ساكت و قلب هايشان مجروح است.)
«اُجاج» به معنى شور، «ضامره» به معنى ساكت و «قرحه» به معنى مجروح است.
كنايه از اينكه اگر دهان به سخن باز كنند آب شور در دهانشان مىرود و اظهار حق برايشان ممكن نيست و از نا بسامانىها و مفاسد رنج مىبرند و قلبشان ناراحت است.
«قَد وَعَظوا حَتّى مُلّوا و قُهِروا حتّى ذَلّوا و قُتِلوا حَتّى قَلُّوا» (مردم را موعظه كردند تا ملول و خسته شدند (به خاطر بى اعتنايى مردم و بى تأثير بودن سخنانشان) و مورد قهر و غلبه قرار گرفتند تا خوار و ذليل شدند و كشته شدند تا كم گرديدند).
بعيد نيست منظور از اين قسمِ پنجم خودِ على عليه السلام و ياران آن حضرت باشند كه اميرالمؤمنين عليه السلام بعنوان درد دل آنها را معرّفى مىكند و از مظلوميّت آنها سخن مىگويد.
«فَلتَكُن الدّنيا فى اَعيُنكم اَصغَرَ مِن حُثالَةِ القَرَظِ و قراضَةِ الجَلَمْ» (پس بايد دنيا در نظر شما كوچكتر از تفالۀ برگ درخت باشد كه براى دبّاغى به كار مىرود و ناچيزتر باشد از خردهريزى كه هنگام قيچى كردن پشم گوسفند و پارچه از لب قيچى مىريزد).
«حُثاله» به معنى پوسته و تفاله، «قَرَظ» به معنى گياه و درختى كه برگ آن در دبّاغى به كار مىرود و «قراضَة» چيزى كه موقع چيدن با قيچى، ساقط مىشود و «جَلَم» به معناى قيچى است.
مىفرمايد حال كه دستههاى گوناگون مردم و احوال آنان را شناختى و دانستى كه عدهاى دنيا طلب هستند و هدفشان رسيدن به لذّات مادى و خواستههاى حيوانى است، بدان كه عدهاى بندۀ خالص خدايند و شب و روز در پى رضاى او قدم بر مىدارند، با توجه به اين مطلب، دنيا در ديدِ آنها كوچكتر از تفالۀ برگ درخت است كه