شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٩٣ - اختلاف حكومت خلفا
را زنده كنند كه ميرانده شده است).
حضرت مىفرمايد: اينها مىخواهند از دستگاه خلافت پول به جيب بزنند و بيتالمال را حيف و ميل كنند و هرچه مىخواهند از آن بهره ببرند، در حاليكه جلوى سوء استفادهها بسته شده و مادَرِ خلافت، حال كه به دست على عليه السلام افتاده از شير باز ايستاده و افراد سودجو از شير برداشته شدهاند و به قول معروف «آن مِمِهاى كه خورديد لُولُو برده است» و اينها در صدد احياى بدعتى هستند كه با زحمت از بين برده شده است. يعنى بدعت قوميّت و عصبيتهاى جاهليت و رسومات كهنه و جاهلى كه به بركت اسلام و دستورات نورانىِ آن نابود شده است ولى بنى اميه بنا دارند بدعت (يعنى چيزى را كه جزء دين نبوده) بياورند داخل دين قرار دهند.
دودمان بنى اميه مىخواستند خلافت اسلامى را خلافت اَشرافى و نژاد پرستى قرار دهند و بدعتِ آنها عاقبت، كار خود را كرد و اثر نامطلوبى در اسلام گذاشت.
اختلاف حكومت خلفا
خليفۀ اول و دوم ولو به ناحق روى كار آمدند، امّا حساب اشرافيّت در كار نبود، مثلاً آنطور كه تاريخ نشان مىدهد عمر خيلى ساده زندگى مىكرد و حتى در زمان خودش گاهى اوقات از فرمانداران و افرادى كه به اطراف فرستاده بود، حسابِ از كجا آوردهاى را پيش مىكشيد و مىگفت آن روزى كه فلان جا رفتى و حاكم شدى چيزى نداشتى، ولى الان خيلى چيز دارى، پس اين اموال را از كجا آوردهاى؟ حتى حارث بن ربيع از حاكمهايى بود كه در زمان عمر در بحرين از طرف ابوموسى اشعرى استاندارِ وقت، انتخاب شده بود، وقتى به گوش عمر رسيد او و اطرافيشان خيلى مال جمع كردهاند آنها را خواست و از آنها حساب كشيد.
امّا وقتى خلافت به عثمان رسيد، وضع عوض شد و حضرت على عليه السلام در خطبۀ شقشقيّه (خطبۀ سوم) به وضعيت نامناسب حكومت عثمان در حيف و ميل بيت المال